تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥

سدبندى :

« در اواخر دورهء ساسانى و اوايل دورهء اسلامى ، در نتيجهء شكستن يكى از بندهاى رود دجله ، تغييرات مهمى در وضع جغرافيايى سرزمين سواد ( عراق يا بين النهرين ) روى داد ، به اين معنى كه تا زمان كواد ( قباد ) دجله از زير شهر بصرهء كنونى مىگذشت و از ميان دو بندى كه در دو سوى آن ساخته بودند يكراست وارد خليج فارس مىشد . در زمان كواد ، در جنوب ناحيهء « كسكر » يكى از اين بندها شكست و آن را تعمير نكردند . به همين جهت ، بسيارى از كشتزارهاى اين ناحيه را آب فرا گرفت ، و مردابهايى فراهم شد . انوشيروان كه به سلطنت رسيد ، دستور داد بندى بستند و قسمتى از اين زمينها دوباره كاشته شد . در سال ششم هجرى ، در سلطنت خسرو پرويز ، فرات و دجله طغيان سختى كردند و بندهاى هردو رود درهم شكست . خسرو پرويز دستور داد آنها را از نو بسازند و در يك روز چهل بند بستند و براى اين كه كارگران را وادارند زودتر كار خود را به پايان رسانند ، پول فراوانى روى قالى ريخته بودند كه هركس زودتر كار خود را تمام كند از آن پول بردارد ؛ اما اين كوشش سودى نداد . هنگامى كه سرزمين فرات به دست تازيان افتاد ، باز دولت ساسانى مشغول كارهايى بود و چون آن كارها ناتمام ماند شكست بندها بيشتر شد . پس از آن ، ديگر كارگزاران تازى اقدامى نكردند و مردم آن نواحى هم وسيلهء كار نداشتند و به همين‌جهت ، مردابها هر روز بيشتر و بزرگتر مىشد . در زمان معاويه كه عبد الله - بن جراح مأمور وصول ماليات « سواد » شد ، قسمتى از مردابها را خشك كرد و درآمد ساليانهء آنجا بالغ بر پنج ميليون درهم شد . پس از آن در زمان وليد بن عبد الملك ، حسن نبطى از سوى خليفه مأمور اين كار شد ، و سپس در روزگار هشام بن عبد الملك هم بر سر اين كار بود . وى قسمتى از مردابها را خشك كرد و اين زمينهاى تازه خشك شده را « جوامد » يعنى زمينهاى جامد و خشك كرده ناميدند . در زمان حجاج بن يوسف ثقفى هم كارهايى در اين زمينه كردند ؛ بدين معنى كه دونهرى كه به نام « سيب » معروفند و پيش از اين و در دورهء ساسانيان نبود ، در اين دوره براى آبيارى كشتزارها كندند . در اين زمان ، باز طغيان سختى روى داد و خرج خشك‌كردن مردابها را سه ميليون درهم تخمين كردند . چون وليد بن عبد الملك اين مبلغ را گزاف دانست و نخواست بپردازد ، اين كار ماند و اجازهء آن را به حجاج نداد . چندى بعد مسلمة بن عبد الملك داوطلب شد اين كار را به خرج خود بكند و درآمد اين زمينها از آن او باشد و براى اين كار همان سه‌ميليون درهم را خرج بكند . بدينگونه زمينهاى بسيار از زير آب بيرون آمد و مسلمه براى آبيارى آنها دو نهر سيب را كند و از هر سو برزگران و كارگرانى براى كشت و زرع اين نواحى آورد ، و حتى خرده‌مالكان اطراف هم براى او كار كردند . . . بدينگونه در دورهء اسلامى ، در وضع جغرافيايى سرزمين سواد ، تغييرات بسيار روى داده و به همين‌جهت است كه از دورهء پيش از اسلام ، فرات و دجله هريك جداگانه به خليج فارس مىريختند و شط العرب تشكيل نمىشد ؛ زيرا كه در شمال تقريبا همهء آبهاى اين دو رود بزرگ بوسيلهء بندهايى كه بسته و نهرهايى كه از دو سوى كنده بودند ، به مصرف آبيارى كشتزار -