تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
در كتاب حدود العالم و در احياء و الآثار رشيد الدين ، از كشت پنبه ياد شده است . اين محصول به گفتهء حمد اللّه مستوفى و سيفى ، در غالب نقاط مىروييده و مورد استفادهء مردم قرار مىگرفته است ، و ظاهرا در حدود قرن پنجم و ششم هجرى ، پنبه‌كارى در ايران رواج داشته و در قرون بعد ، يعنى در قرن يازدهم هجرى ، به گفتهء اولئاريوس ، پارچه‌هاى پنبه‌اى تقريبا در تمام ايالات بافته مىشود و پنبه در سراسر كشور كشت مىگردد . » « 1 » همچنين به گفتهء شاردن ، « پنبه در همه جاى ايران مىرويد ، و همه‌جا پنبه‌زارها ديده مىشده است . » « 2 »

سبزيجات و چاشنيها

كشت پاليزى از ديرباز در ايران فراوان بود ؛ مخصوصا خربزه به گفتهء حمد اللّه مستوفى ، نه‌تنها در اصفهان بلكه در قم و كاشان و عراق و تون و فوشنج و چند نقطهء ديگر خراسان و آذربايجان مىروييده است . ابن بطوطه از خربزهء اصفهان و مزاياى آن ، ياد مىكند و مىنويسد ، جز در بخارا و خوارزم ، چنين خربزه‌اى يافت نمىشود . ماركوپولو و مؤلف كتاب علم فلاحت و زراعت ، هر دو ، از ارزش خربزهء ايران سخن مىگويند . مؤلف اخير مىنويسد كه خربزه‌هاى ايران بعضى زودرس و بعضى ديررس هستند و « در هر ولايت ايران و بلكه در هر باغى ، انواع آن مىباشد . » در منابع تاريخى ، كمتر ، از هندوانه سخن مىگويند . ظاهرا هندوانه كمتر از خربزه مورد توجه مردم و كشاورزان بوده است . حمد اللّه مستوفى از هندوانه ، كه در قزوين با خربزه كشت مىشده است ، سخن مىگويد . انواع كدو نيز مورد توجه بود . مؤلف كتاب علم فلاحت و زراعت از فراوانى و خوبى كدوى اصفهان سخن مىگويد ، و اولئاريوس از كدوهايى سخن مىگويد كه « گردن آن مانند گردن غاز و سر آن بزرگتر از سر آدمى است . » « 3 » خيار ( بادرنگ ) از دوران قبل از اسلام در ايران كشت مىشده . در كتاب استخرى و محاسن اصفهان از فراوانى خيار در ايران صحبت شده است . ظاهرا خيار و بادرنگ دو گروه از انواع خيار است . حمد اللّه مستوفى در تأليف جغرافيايى خود ، در چند مورد معدود ، و آن هم به اشاره و بدون شرح و بسط ، از جاليز و پاليز و بقولات سخن مىگويد و حال آنكه دربارهء ميوه‌ها و انگور مطالب بسيار دارد . در نامه‌هاى رشيدى نيز از ميوه‌هاى گوناگون تروخشك و عصارهء
هامش
( 1 ) . اولئاريوس ، ص 38 - 737 ( نقل از همان مأخذ ، ص 339 ) . ( 2 ) . شاردن ، مجلد 3 ، ص 16 - 315 ( از همان مأخذ ، همان صفحه ) . ( 3 ) . اولئاريوس ، ص 752 ( از همان مأخذ ، ص 343 ) .