تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
و حمد اللّه قزوينى مىنويسد كه در بروجرد ، در لر كوچك ، و رود اور در عراق عجم ، و بيرجند و قاين در قهستان ، بيش از ديگر نقاط ، زعفران مىرويد . همچنين حمد اللّه قزوينى از روناس نواحى خراسان ( خواف و هرات ) سخن مىگويد ، و مؤلف كتاب علم فلاحت و زراعت مىگويد : « در زمين شور كه ديگر مزروعات حاصلى نمىدهد ، روناس حاصل نيكو مىدهد . » منشأ نيل از هندوستان است . در عهد خسرو انوشيروان به ايران آوردند . اين گياه بيشتر در مناطق گرمسيرى جنوب كشت مىشد . پس از حملهء مغول ، كشت آن ظاهرا رو به فراموشى رفته ؛ بطورى كه مصرف نيل ايران از هندوستان وارد مىشد . از گياهان روغنى ، كنجد مقام اول را دارد . با اينكه هرودت از كشت اين گياه در خوارزم و پارت سخن گفته است و در بندهشن از كنجد ، نامى برده شده است ، تاريخ كشت آن در ايران دقيقا معلوم نيست . شاردن مىگويد : « متداولترين روغن نباتى در ايران روغن كنجد است . » « 1 » در ايران ، روغن كنجد بتدريج تقريبا مصرف روغن زيتون را متروك گردانيده است . در منابع موجود ، از ديگر روغنهاى نباتى بندرت ياد شده . ابو منصور موفق از روغن كوچك ياد مىكند . ابو منصور از دو قسم خشخاش سفيد و سياه سخن مىگويد و مىنويسد ، از شيرهء منعقد در قوزه‌هاى نارس آن ، ترياك ساخته مىشود . كتان يكى از باستانيترين كشتهاى ايران است ، و از زمان قديم ، براى پارچه‌بافى و روغنگيرى مورد استفاده قرار گرفته است . به نظر استاد زاخودر : « قلمرو خلافت ، از لحاظ توليد نباتات صنعتى ، به دو بخش تا حدى مشخص تقسيم مىشده است . مشرق آن ناحيه‌اى بود كه در آن ، بيشتر پنبه كاشته مى شد ، و در مغرب آن ، كه مصر و عربستان و جنوب غربى ايران را هم شامل مىگرديده ، بيشتر كتان‌كارى رواج داشت . » « 2 » حمد اللّه مستوفى ، در شرح اوضاع سينيز ، مىگويد : « حاصلش كتان و روغن چراغ باشد ، اما كتانش را درشتى نباشد . » « 3 » در ارشاد الزراعه از كتان همچون گياه روغنى ياد مىكند . اولئاريوس مىنويسد : « در قرن هفدهم ( قرن يازدهم هجرى ) در گيلان كتان مىكاشتند ، و پارچه‌هاى كتانى مىبافتند ، و از آن پيراهن مىدوختند . » « 4 » از گياه شاهدانه نيز در منابع تاريخ قبل از اسلام و بعد از اسلام ، سخن به ميان آمده ، و از آن براى تهيهء مادهء مخدر بنگ ( يا حشيش ) و گاه براى نسج پارچه استفاده مىكردند .

پنبه :

يكى از رستنيهاى ديرين ايران پنبه است ، كه در منابع عهد ساسانيان و بوندهشن از آن گفتگو شده است . ولى انتشار وسيع پنبه از شرق به مغرب ، مربوط به دوران متأخرتر يعنى حدود قرن چهارم هجرى است كه كشت آن در فارس ، خوزستان ، و ديگر نواحى متداول گشته است .
هامش
( 1 ) . شاردن ، مجلد 4 ، ص 85 ( از همان مأخذ ، ص 332 ) . ( 2 ) . تاريخ شرق در قرون وسطى ، ص 70 ( از همان مأخذ ، ص 333 ) . ( 3 ) . نزهت القلوب ، ص 131 ( از همان مأخذ ، ص 334 ) . ( 4 ) . اولئاريوس ، ص 738 ( از همان مأخذ ، همان صفحه ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 229 | مرتضى راوندى