درخت توت ظاهرا از ديرباز در ايران براى استفاده از ميوهء آن كشت مىشده ، و نويسندهء كتاب علم فلاحت و زراعت از دو نوع توت سياه و سفيد ، و انواع فرعى اين دو ، گفتگو مىكند و مىنويسد : فقط در بعضى از نقاط براى نوغاندارى ، به غرس و تربيت درخت توت مبادرت مىكنند . تاريخ پرورش كرم ابريشم در ايران روشن نيست ، آنچه مسلم است از زمان شاپور دوم ( 379 - 309 ميلادى ) توليد پارچههاى ابريشمى در ايران سابقه داشته است . به نظر دكتر تقى بهرامى ، ايران و تركستان از ديرباز زادگاه كرم ابريشم بوده است . « 1 »
در فاصلهء قرن ششم و دهم ميلادى ، نوغاندارى بتأنى از مرو و گرگان به طبرستان ( مازندران ) و ديلم و ديگر سرزمينهاى كرانهء خزر نفوذ و رواج يافت ، و در قرن دهم ، نواحى اصلى نوغاندارى واحهء مرو و گرگان و جلگهء بردع و شيروان بوده است .
قبل از قرن سيزدهم ميلادى ( پنجم هجرى ) ، ابريشم خام گرگان و طبرستان بهتر از ابريشم گيلان شمرده مىشد ، ولى بعدها جنس ابريشم گيلان بهبود كلى يافت تا جايى كه به قول ماركوپولو ، بازرگانان ژن براى خريد ابريشم خام ، راه گيلان پيش مىگرفتند .
بطورى كه از كتاب فلاحت و زراعت برمىآيد ، درختان توت نوغاندارى نبايد ميوهء زياد بدهند و معمولا يك درم تخم كرم ، پانصد من برگ مىخورد تا يك من ابريشم بدهد . « 2 » « به گفتهء مؤلف كتاب فلاحت و زراعت در امر نوغاندارى ، يزديها پيشرفت شايانى كرده بودند ؛ بطورى كه يك درخت توت در آن ولايت ، بيش از ده درخت در ولايت ديگر ، برگ مىداده و از يك درخت توت تا حدود 500 من برگ و يك من ابريشم بهدست مىآمده است .
به عقيدهء مؤلف مزبور : ابريشم ايران بهترين ابريشم است . براى حمايت و دفاع از كرم ابريشم در مقابل سرما ، « خانهها » مىساختند به طول يك گز و بيشتر ، و آن را با نمد مىپوشانيدند . و براى دفع مار ، مورچه و موش كه دشمن مهلك كرمند ، اقداماتى بهعمل مىآوردند . شرحى كه در اين كتاب ، راجع به كشت درخت توت و پرورش كرم ابريشم داده شده تا حدى با وصفى كه اولئاريوس در قرن هفدهم كرده ، نزديك است . « 3 »
به نظر پطروشفسكى ، افزايش دائم صادرات ابريشم خام ايران به سوريه و آسياى صغير و كريمه و ايتاليا ، از قرن سيزدهم تا هفدهم ميلادى ، و همچنين ترقى و رشد صنعت ابريشمبافى ايران در قرنهاى مزبور ، ما را به اين نتيجه مىرساند كه نوغاندارى يكى از رشتههاى معدود كشاورزى ايران بوده كه در عهد سلطهء مغول ، نهتنها دچار انحطاط نشده بلكه حتى به ترقياتى نيز نايل گرديده است . . . ظهير الدين مرعشى مىگويد كه در سال 878 هجرى ، خراج ساليانهء مازندران كه به اوزون حسن آققويونلو پرداخت مىشده ، 120 خروار ابريشم خام بوده است . نوغاندارى در دورهء صفويه ، رو به ترقى نهاد ، ولى در قرن 18 ميلادى ( 12 هجرى ) راه انحطاط سپرد و در قرن 19 بار ديگر بكندى رو به ترقى نهاد . . . » « 4 »
هامش
( 1 ) . تاريخ كشاورزى ايران ، ص 100 - 99 ( به نقل از : كشاورزى و مناسبات ارضى . . . ، ص 280 ) .
( 2 ) . ص 21 .
( 3 ) . همان ص 22 به بعد .
( 4 ) . كشاورزى و مناسبات ارضى در ايران عهد مغول ، پيشين ، ص 91 - 278 ( به تناوب و اختصار ) .