نوشته به درختان مىآويختند .
« إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ . »
يكى ديگر از كارهايى كه كشاورزان براى بارورى درختان مىكردند ، اعمال روش ارعاب و تهديد نسبت به درختان بود ؛ به اين ترتيب كه اگر درختى ميوه نمىداد يا ميوهء ناچيزى مىداد ، دو نفر ، كه يكى از آنها تبرى در دست داشت ، در زير سايهء درخت شروع به گفتگو مىكردند ؛ يكى خطاب به درخت مىگفت : چون تو ميوه و محصولى براى من ندارى دلم مىخواهد تو را قطع كنم ، سپس با تبرى كه در دست داشت ضربهاى بر آن درخت وارد مىكرد . در اينحال ، دومى زبان به شفاعت مىگشود و مىگفت ، از اين كار درگذر ، اين درخت به تو ميوه خواهد داد ، من از او ضمانت مىكنم ، در سال آينده خواهى ديد . سپس آن دو ، درخت را ترك مىگفتند و اميدوار بودند سال بعد ، درخت ميوهء فراوان بدهد .
غير از آنچه گفتيم كشاورزان به اقدامات خرافى ديگرى نيز دست مىزدند . « 1 »
آفات كشاورزى
خشكسالى ، سرما ، برف بيموقع ، تگرگ و ساير عوارض و آفات نباتى گاهوبيگاه به كشاورزان و خردهمالكين صدمات كمرشكن وارد مىساخت و معمولا حكومتها در مقام كمك و رسيدگى به وضع كشاورزان آسيب ديده نبودند بلكه مأمورين دولتى بيرحمانه در موعد مقرر ، تقاضاى خراج مىكردند . فردوسى طوسى ، كه خود دهقان و خردهمالك بود و از اين راه امرار معاش مىكرد ، يكى از اين مناظر و ناسازگاريهاى طبيعى آن ايام را مجسم مىسازد و مىگويد :
برآمد يكى ابر و شد تيره ماه * همى شير باريد از ابر سياه
نه دريا پديد است و نى دشت و راغ * نبينم همى بر هوا پر زاغ
حواصل فشاند هوا هر زمان * چه سازد همى اين بلند آسمان
نه ماندم نمكسود و هيزم نه جو * نه چيزى پديد است تا جو درو
بدين تيرگى روز و هول خراج * زمين گشت از برف چون گوى عاج
من اندر چنين روز و چندين نياز * به انديشه در گشته فكرم دراز
بطور كلى در آن دوره ، فكر مبارزه با آفات نباتى و مقاومت با مشكلات طبيعى ، در اذهان و افكار مردم رسوخ نكرده بود ، و حتى افكار عمومى ، اين نوع بليات را طبيعى و آسمانى تلقى مىكردند . سعدى شيرازى بر اين عقيده است كه :
هر آنكه زرع و نخيل آفريد و روزى داد * ملخ به خوردن روزى همو فرستادست
رزق طاير نهاده در پر و بال * تا به هر طعمهاى فرود آيد
روزى عنكبوت مسكين را * پر دهد تا به نزد او آيد
به اين ترتيب ، طبقهء وسيع كشاورزان غير از تحميلات گوناگون فئودالها و اجحاف
هامش
( 1 ) . دكتر على مظاهرى ، زندگى مسلمانان در قرون وسطا ، ترجمهء مرتضى راوندى ، فصل هفتم به بعد ( به اختصار ) .