تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
باستانشناسى ، كه اخيرا در تخت جمشيد و دامغان و ديگر نقاط به‌عمل آمده ، دانه‌هاى گندم و جو ، كه پنج الى شش هزار سال ، عمر دارد ، ديده شده است . با استناد به كشفيات مزبور ، مىتوان گفت كه در هزارهء چهارم قبل از ميلاد ، كشاورزى در فلات ايران رواج داشته . به گفتهء هرودت ، در زمان هخامنشيان ، زراعت عمده و اصلى ايرانيان گندمكارى بوده است ، هرودت از كشت كنجد ، و استرابون از زرع جو و گندم و يونجه و درخت انجير و درختان ميوهء گوناگون و تاك در نقاط مختلف ايران ، ياد مىكند . . . از قطعه‌اى به زبان پهلوى ، از منابع عهد ساسانيان - « بوندهشن » - اطلاعات سودمندى دربارهء گياهان صحرايى و سبزيكارى و نباتات صنعتى و درختان ميوه در ايران زمان ساسانيان به دست مىآيد : انواع گياهان بسيار است ، از دار و درخت و درختان بارور و غلات و گلها و علفهاى معطر و كاهوها و ادويه و علوفه و گياههاى وحشى و گياههاى دارويى و نباتات صمغى و دهنى و رنگى و نسجى ؛ و ديگر گياهانى كه ميوهء آن به درد غذاى آدمى نمىخورد ، و چندين سال عمر مىكند ، مانند سرو و چنار و سفيدار و شمشاد و از اين قبيل - اينها را « دار و درخت » - مىخوانند و محصولات جملهء درختان چندساله ، كه در غذاى آدمى به كار آيند چون خرما و مورد ( ؟ ) و كنار ( عناب ) و انگور و به و سيب و ليمو و انار و هلو و انجير و فندق و بادام و ديگر از اين قبيل را كه ميوك ( ميوه ) مىخوانند . و هرچه كار بيل خواهد كه « درخت » ناميده مىشود ، و هرچه كار خواهد تا حاصل دهد و ريشهء آن پژمرده و تباه شود : مانند گندم و جو و ديگر غلات و انواع نباتات حقه‌اى و ماش و امثال آن ، غلات ناميده مىشوند . سپس از گياهان خوشبو چون سپرغم و گل سورى ، نرگس ، ياسمن ، نسترن و جز اينها ياد مىكند ؛ بعد ، از گياهانى كه خوردنش با نان خوش باشد ، نظير گشنيز ، ترتيزك ، تره ( گندنا ) نام مىبرد ؛ سپس ، از گياهان صنعتى ، مانند پنبه و گياهان روغندار نظير كنجد و گياهان رنگى ، چون زعفران و گياهان معطر ، نظير كندر ، سندل ، كافور ، نعنا ، و گياهان دارويى سخن به ميان مىآورد . بعد ، از انواع ميوه‌ها نظير انجير ، سيب ، به ، ليمو ، انگور ، توت ، گلابى ، خرما ، شفتالو ، زردآلو ، گردو ، فندق ، بادام و نارگيل و فندق وحشى و شاه‌بلوط ، پسته و جز اينها نام مىبرد . از قطعهء منقول از بوندهشن چنين برمىآيد كه در زمان ساسانيان نيز زرع بيشتر نباتاتى كه در دورهء متأخر قرون وسطى در ايران كشت مىشود ، متداول بوده است . » « 1 » علاوه بر اين ، در شاهنامهء فردوسى و مخصوصا در كتاب الابنيه عن حقايق الادويهء ابو منصور ، اسامى نباتات و گياههاى ايران بتفصيل ياد شده است . در كتاب اخير ، مخصوصا از خواص دارويى رستنيها و ميوه‌هاى ايران سخن به ميان آمده است .

نوغاندارى و پرورش كرم ابريشم

پطروشفسكى مىنويسد : « غرس و تربيت درخت توت يا درخت كرم - ابريشم با پرورش آن كرم و نوغاندارى رابطهء نزديك دارد . در بوندهشن از ميوهء درخت توت سخن رفته است .
هامش
( 1 ) . ص 99 - 295 .