تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
مأمورين وصول ماليات ، هرچند سالى يك‌بار ، با بخل طبيعت و حملهء ملخ و ديگر آفات نباتى مواجه مىشدند . ناگفته نماند ، مشكلى كه از روزگار قديم تا امروز حل نشده مشكل علف هرزه است كه وجين و بيرون كشيدن آنها از مزرعه ، ساعتها وقت كشاورزان را مىگيرد و همين كه كار وجين پايان يافت ، به فاصلهء مدتى كوتاه ، بار ديگر علفهاى هرزه خودنمايى و از رشد طبيعى محصول جلوگيرى مىكنند . امروز در كشورهاى پيشرفته‌اى كه استعداد كشاورزى دارند ، مشكل بىآبى را با حفر چاههاى عميق ، و مشكل پستى و بلندى زمين را با تسطيح بوسيلهء بولدوزر ، و مشكل سختى زمين را با شخم عميق ، و مشكل ناتوانى و بىاستعدادى اراضى كشاورزى را با كود شيميايى ، و مشكل آفات نباتى را با سمپاشى ، تاحدى ، حل كرده‌اند ، ولى در قرون وسطى ، اين وسايل و امكانات اساسا وجود نداشت . شيخ عطار انديشه‌هاى خرافى كشاورزان و تلويحا مرده‌پرستى و اعتقادات بىاساس خلق را دربارهء گذشتگان مورد انتقاد شديد قرار مىدهد و مىگويد :
مگر ديوانه‌اى مىشد به راهى * سر خر ديد در پاليزگاهى بديشان گفت چون خر شد لگدكوب * چراست اين استخوانش بر سر چوب چنين گفتند كى پُرسنَدِهء راز * براى آنكه دارد چشم بد باز چو شد ديوانه زين معنى خبردار * بديشان گفت ، كاى مشتى جگرخوار گر آنستى كه اين خر زنده بودى * بسى زين كار ، خر را خنده بودى شما را مغز خر داده است ايام * از اينيد اين سر خر بسته در دام نداشت او زنده چوب از كون خود باز * چگونه مرده دارد چشم بد باز
اسرارنامه سعدى نيز اين انديشه‌هاى خرافى را مورد طعن و طنز قرار مىدهد و مىفرمايد :
يكى روستايى سقط شد خرش * علم كرد بر تاك بستان ، سرش جهانديده پيرى برو برگذشت * چنان گفت ، خندان به ناطور دشت مپندار جان پدر كاين حمار * كند رفع چشم بد از كشتزار كه اين دفع چوب از سر و گوش خويش * نمىكرد تا ناتوان مرد و ريش
ملك‌آباد به ز گنج روان [ سنايى ]

تاريخچه‌اى از نباتات مزروع ايران از ديرباز تاكنون

پروفسور پطروشفسكى ، محقق و ايرانشناس نامدار شوروى نيز در اثر گرانقدر خود : كشاورزى و مناسبات ارضى در ايران عهد مغول ، با نظرى عام و همه‌جانبه ، وضع كشاورزى و كشاورزان را در ايران مورد تحقيق قرار داده است و اطلاعات سودمندى دربارهء نباتات مزروع ايران ، از عهد باستان به بعد ، در اختيار خوانندگان كتاب مىگذارد ، و ما قسمتهايى از تتبعات سودمند ايشان را عينا يا به اختصار نقل مىكنيم : « فلات ايران يكى از باستانيترين مناطق كشاورزى است . در ضمن حفريات و پژوهشهاى