نيشكر بيشتر در خوزستان و سيستان مىروييد .
در بسيارى از مناطق جنوبى ، باغهاى بزرگى بود كه در آن انواع ميوهها ، از قبيل انار ترش و شيرين ، زردآلو ، درخت خرنوب - كه با ميوههاى آن نوعى نان تهيه مىكردند - گلابى ، زردآلو ، هلو ، آلو ، گردو ، به ، شليل ، آلو ، گوجه ، پسته و بادام بهعمل مىآمد . علاوه براين ، درخت بنان ، در مناطق گرم و مرطوب ، و گيلاس و سيب در مناطق معتدل ، و خرزهره - كه نباتى زينتى است - در اغلب باغات كاشته مىشد .
تهيه كود :
كليهء كشاورزان شرق نزديك ، از دهقان فقير تا مالكين بزرگ ، از قديم ، به اهميت و تأثير كود در كيفيت و كميت محصول پىبرده بودند و به خوبى مىدانستند كه اگر زمينى را از كود ، بىنصيب كنند ، حاصل و نتيجهء قابل توجهى بهبار نخواهد آورد . كشاورزان مدفوع حيوانات مختلف را كاملا جمعآورى مىكردند ، و در فصل معينى ، آنها را كوبيده و به درختها و نباتات مختلف به ميزان لازم ، مىدادند . استفاده از كود مركب نيز معمول بوده ، - كشاورزان براى كود پرندگان بخصوص فضلهء مرغ و كبوتر ارزش بسيار قائل بودند - مدفوع انسان و كليهء چهارپايان ، اعم از الاغ و اسب و قاطر و گوسفند و بز و گاو و غيره ، هريك به نحوى ، در كارهاى زراعتى مورد استفاده قرار مىگرفت .
ابن وحشيه در كتابى كه در پيرامون كشاورزى نوشته است ، مىگويد ، بعضى از درختان و رستنيها نيازى به كود ندارند و از آن جمله درخت گردو ، فندق ، گز ، زيتون وحشى ، بلوط را نام مىبرد ، و براى بعضى از گياهان معطر ، نظير مرزنگوش ، بادرنج بويه ، آويشن و ريحان ، استعمال كود زيانبخش است .
صيفىكارى :
در دنياى قديم و دورهء قرون وسطى ، مردم از كاشتن سيبزمينى و گوجهفرنگى آگاهى نداشتند ، ولى صيفىكارى و كاشتن انواع و اقسام سبزيجات بسيار معمول بود . كشاورزان با مهارت و استادى برحسب فصول مختلف زمين را آماده مىكردند ، كود مىدادند ، بموقع آبيارى مىكردند و با آفات مبارزه مىكردند .
كشاورزان ، براى حفظ و نگهدارى محصول از آفات مختلف ، گاه به طلسم و جادو توسل مىجستند و براى دوركردن حشرات موذى ، يك ظرف گلى نو را به پنج قطعه تقسيم مىكردند ، و روى هريك تصوير كسى را مىكشيدند كه گلوى شيرى را به قصد خفهكردن مىفشارد . آنگاه قسمتى از آن را در وسط مزرعه و چهار قسمت ديگر را چهار گوشهء باغ يا مزرعه مىگذاشتند و گمان مىكردند با اين تدبير ، كليهء حشرات زيانبخش ضعيف شده ، بسرعت مىميرند .
همچنين براى مبارزهء با تلخه ( يا گندم تلخ ) دختر جوان و بكرى را وادار مىكردند كه لخت و عريان با پاى بىكفش و موهاى پريشان ، خروس سفيدى را در دست بگيرد و از مناطق گندمخيز عبور كند . با اين تدبير ، اميدوار بودند كه آفات در همان روز ريشهكن شود .
كاشتن سير ، كنگر ، كاهو ، مارچوبهء قرمز ، زرد ، سفيد و بنفش معمول بود و كاسنى را هنگام شب مىكاشتند . خربوزه ، اسفناج ، كلم تابستانى و زمستانى ، گلكلم ، ترشك و ترب و تربچه را قبل از كاشتن ، تخم آنها را در محلول آب و عسل خيس مىكردند تا محصولى كه بهدست