وقوف داشتند ، و اين رشته در ايران پيشرفت محسوسى داشت .
يك نفر از كارشناسان كشاورزى ايران ، در كتابى به نام آثار و اخبار ، ضمن توصيف مسافرت و مشهودات خويش ، مخصوصا از روشهاى تربيت كرم ابريشم در يزد تمجيد مىكند و مىگويد كه كشاورزان اين حدود ، بهترين نوع درخت توت را براى تغذيهء كرم ابريشم انتخاب كردهاند كه برگ آن از جهت كيفيت و كميت ، بر ساير انواع برگها مزيت دارد ، و به همين جهت ، ابريشم يزد بهترين نوع ابريشم در جهان است . تربيتكنندگان كرم ابريشم در يزد ، در نتيجهء ممارست و تجربهاندوزى ، طورى از برگ توتستانهاى خود استفاده مىكردند كه درخت صدمه نمىديد و با انتخاب بهترين تخم و خوراندن برگ به آنها ، ابريشم فراوانى بهدست مىآوردند .
درختان ميوهدار :
از ديرگاه ، ملل شرق مقدار معتنابهى از ميوههاى تر و خشك را مورد استفاده قرار مىدادند . در دورهء قرون وسطى ، بذرافشانى پيوندزدن ، قطع و هرس شاخهء درختان ، كوددادن ، آبدادن ، ايجاد مخازن آب و سدبندى ، و احداث باغ و بوستان ، در بين كشاورزان با موفقيت صورت مىگرفت .
انواع ميوهها بوسيلهء كشاورزان ، در مناطق مختلف ايران ، بخصوص در ايران شرقى ، تركستان ، ماوراء قفقاز ، آسياى صغير كاشته مىشد .
بسيارى از اين درختان از اين مناطق به سرزمين سوريه و اسپانى منتقل گرديد .
در اين دوره ، در ممالك عربستان ، مصر و افريقا ، در رشتهء درختكارى ، فعاليتى به چشم نمىخورد ، ولى در ايران ، مالكين بزرگ و دولتها ، از كشورهاى دوردست ، انواع درختها را به ايران منتقل مىكردند و براى هماهنگ ساختن آنها با آبوهواى اين سرزمين سعى و تلاش مىكردند .
در قرن سيزدهم ميلادى ، در ايران ، در باغ كشاورزى تبريز ، از درختهاى نادرى كه از هندوستان ، چين شمالى ، مالزى ، چين جنوبى و آسياى مركزى آورده بودند ، نگهدارى و مواظبت مىكردند . يكى از كارشناسان كشاورزى اين عصر ، كه ادارهء اين باغ را به عهده داشته ، كتاب بسيار سودمندى تحت عنوان آثار و اخبار از خود به يادگار گذاشته و در آن كليهء روشهاى ممكنه را براى پيوند درختان ميوه شرح داده است .
همين كه درختى را در باغ كشاورزى از راه تخمكارى يا قلمه با آبوهواى منطقهاى سازگار مىساختند ، تخم يا نهال آن را به ديگر مناطق مىبردند و با اين روش ، تعداد كثيرى درخت ميودار به نقاط مختلف منتقل گرديد .
درخت خرما ، پرتغال ، توت ، انجير ، زيتون و نيشكر كه در مناطق گرمسيرى كاشته مىشد ، براى آنكه در كارهاى مربوط به آنها مخصوصا در امر آبيارى اشكالى روى ندهد ، آنها را بطور منظم و با رعايت اصول فنى مىكاشتند .
كارشناسان كشاورزى آن ايام معتقد بودند كه مخلوطكردن نمك به خاكى كه در اطراف درخت گردو است و نيز اضافهكردن انواع كود به آن ، موجب بارورى درخت مىشود .
طرز عمل اين بود كه نخست حفرهاى پديد مىآوردند و آن را پر از كود و خاك مىكردند و سپس اندكى نمك به آن مىافزودند . بطورى كه ابن الفاضل نوشته است ، در دو زنبيل كود ، دو