نيل :
نيز از جمله گياهان صنعتى است كه رنگ گل آن ممكن است آبى يا سفيد باشد ، ولى نيل آبى از نظر صنعتى ، بيشتر مورد نظر است . همين كه نهال آن به اندازهء يك انگشت رشد كرد ، نشا كردن آنها شروع مىشود . برگ نيل در رنگرزى استعمال مىشود .
رناس :
در ميان گياهان صنعتى ، بيشتر از همه احتياج به خرج و فعاليت دارد ، و براى آنكه نهال آن به ثمر برسد ، اقلا دو سال فرصت لازم است .
وسمه :
از گياهانى است كه بيشتر در مناطق سرد بهعمل مىآيد . وقتى برگ اين گياه ، كه داراى مادهء آبى رنگ است ، رشد كرد و به حد كمال رسيد ، سوراخسوراخ مىشود ؛ در اين موقع ؛ به كندن آن اقدام مىكنند .
حنا :
كه بيشتر براى رنگ موى و ناخن زنان شرقى مورد استعمال دارد ، در مناطق گرم و مرطوب بهعمل مىآيد . حنا ، كه طول آن در بعضى مناطق به دو متر و هشتاد سانتيمتر مى - رسد ، بيشتر در حبشه و عربستان جنوبى و شمال مصر بهعمل مىآيد .
زعفران :
كه گياه آن شباهت زيادى به پياز دارد ، از ديرباز ، در مطبخ طبقات مرفه مورد استعمال داشته ، رنگ گل آن آبى لاجوردى است ، و در وسط آن الياف رنگينى وجود دارد كه همان زعفران است كه آن را با احتياط مىكنند و در سايه در جريان هوا ، خشك مىكنند .
خشخاش :
اين گياه انواع مختلف دارد ، و معمولا از خشخاشى كه رنگ گل آن قرمز است ترياك مىگيرند ؛ و بهترين نمونهء آن در ايران و تركيه و افغانستان به عمل مىآيد .
پرورش زنبور عسل :
در دوران قرون وسطى ، از شكر به صورت طبيعى و در انواع شيرينى و شربتهاى مختلف ، استفاده مىكردند . ولى استفاده از شكر ، و كليهء موادى كه از آن به دست مىآيد ، بيشتر براى طبقهء مرفه و ثروتمندان ممكن بود . طبقهء سوم بيشتر ، از شيرهء سفيد ، شيرهء قرمز ، و عسل استفاده مىكردند ؛ و اين مواد را به جاى قند و شكر استعمال مىكردند .
تربيت زنبور عسل :
بطورى كه از كتاب ارشاد الزراعهء هروى ( كه مربوط به كشاورزى است ) برمىآيد ، به اين ترتيب بود كه كشاورزان نخست كندوى عسل را با كاه يا چوب و جز اينها مىساختند ، و آنها را در فواصل معينى از يكديگر در محلى سايه و نزديك آب قرار مىدادند .
در زمستان ، كندوها را با كاه يا با نمد مىپوشانيدند ، و مواظب بودند كه مواد غذايى مورد نياز زنبوران به آنها برسد . همين كه بيم گرسنگى مىرفت ، سروصداى زنبورها بلند مىشد ، و اگر كشاورزان توجه نمىكردند ، خود زنبورها بوسيلهء زنبوران كارگر شروع به كشتن زنبورهاى نر مىكردند . براى جلوگيرى از ادامهء اين وضع ، كشاورزان مقدارى شربت در ساقهء قطعشدهء درخت مىريختند و نزديك كندو در مقابل آفتاب قرار مىدادند و هر روز ، شربت را تجديد مىكردند ، و نيز به زنبوران انگور خشك مىدادند و هر سه سال يك بار ، كندوى آنها را عوض مىكردند .
تربيت كرم ابريشم :
تربيت كرم ابريشم از دورهء ساسانيان ، در ايران معمول گرديد . نخست كشاورزان ختن و سمرقند راه و رسم تربيت كرم ابريشم را از چينيان آموختند ، سپس بوسيلهء آنان ، در بعضى از نقاط ايران ، تربيت كرم ابريشم رواج يافت .
در دوران قرون وسطى ، ايرانيان بيش از ديگران به شيوههاى عملى تربيت كرم ابريشم