كه از سال 1620 از اسپانيا به بخشهاى ديگر اروپا رسيده است .
كائوچوك :
صمغى است كه از بسيارى از درختان امريكا و آسيا و افريقا بهدست مى آيد ، و آن مادهء چسبناك و كشدارى است كه از شكافى كه به درخت داده مىشود ، فرو مىريزد .
كوكائين :
دارويى است و از برگهاى كوكا گرفته مىشود ؛ و درخت آن در امريكاى جنوبى فراوان است ، و بلندى درخت تا 5 متر هم مىرسد . از اين درخت و برگهاى آن دواى كوكائين گرفته مىشود كه براى رفع دلدرد و بيحسكردن موضع جراحى بهكار مىرود ، ولى امروز ، از اين دارو عدهاى ، مانند مرفينيها ، سوء استفاده مىكنند .
گنهگنه :
اين دارو نيز از پوست درختى است كه در امريكاى جنوبى مىرويد . درخت گنهگنه داراى گلهاى رنگارنگ ، و پوست آن داراى دواى گنهگنه است كه علاج بيمارى است .
بوميان امريكايى از خاصيت دوايى گنهگنه آگاه بودند ؛ چنان كه يكى از عيسويان در آنجا مبتلا به مالاريا گرديد و به دست بوميان علاج يافت ، و اين جريان ، سبب انتشار اين دارو در سراسر اروپا گرديد ؛ و بالاخره ، لوئى چهاردهم را با همين دارو از مالاريا نجات دادند ، و به كشت درخت آن در مناطق مساعد ، همت گماشتند ؛ بطورى كه در سال 1886 سبلان بتنهايى بيش از 7 ميليون كيلو پوست گنهگنه به لندن فرستاده جوهر گنهگنه را براى معالجهء تب بهكار مىبرند .
تنباكو :
تنباكو نيز يكى از گياهانى است كه از سرزمين امريكا به ايران رسيده و در ميهن خود ، در عداد گياهان مقدس بهشمار مىرفت ، بطورى كه مدتها امريكاييها بستههاى بزرگ تنباكو را با برگ و ساقه و ريشه روى هم انباشته آتش مىزدند و در اطراف دود انبوه آن ، شادمانى و پايكوبى مىكردند و مدتها براى مبارزه با دشمن ، نوك سلاح خود را به زهر تنباكو آب مىدادند .
هيچيك از گياهان امريكايى ، مانند تنباكو ، توجه جهانيان را به خود جلب و در سراسر جهان رخنه نكرده است . در نيمهء دوم قرن 16 ، اين گياه به اروپا راه يافت و در سال 1605 ، در قسطنطنيه و مصر و هند كموبيش شناخته شده بود . تنباكو ابتدا در اروپا داروى درد بود . انفيه كردن ، و جويدن برگهاى آن ، كار اروپاييهاست ، ولى ديرى نگذشت كه كشيشان به تكفير سيگاركشان پرداختند ، مخصوصا در روسيه و عثمانى معتادين را سخت شكنجه مىدادند و از شهر و ديار خود تبعيد مىكردند . غازى سلطان مراد رابع سلطان متعصب عثمانى ، به فتواى آخوندهاى ترك در سال 1633 ميلادى ، سزاى چپقكشيدن را مرگ دانست ؛ بطورى كه هزاران نفر در آن سرزمين ، به اين جرم ، جان خود را از دست دادند . ولى اين تدبير مؤثر نيفتاد ، و به گفتهء استاد پورداود : « چون از گوش و بينى و لب و سربريدن و تازيانهزدن و از شهر و خانه و زندگى دوركردن سودى نديدند ، اين سزاها را به جريمهء مالى مبدل كردند . »
رفتهرفته آن را هم به نام خراج دريافت كردند ؛ امروز در بسيارى از كشورها « خراج تنباكو » يكى از درآمدهاى بزرگ دولتى است .
تنباكو بوسيلهء پرتغاليها به ايران رسيد ( در حدود سال 1590 ) آنچه مسلم است ، در زمان سلطنت شاه عباس ، تنباكو در ايران رواج داشت . در زمان صفويه ، به حكايت اسناد و مدارك موجود ، قليان و چپقكشيدن در ايران معمول بود ؛ كشت تنباكو در زمان شاه صفى در گيلان