تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
در ايران مورد استفاده قرار گرفته است ؛ يعنى 250 سال پس از شناخته‌شدن آن در اروپا در ايران شناخته شده است . استاد پورداود مىنويسد : « گويند فتحعلى شاه ( 250 - 1212 هجرى قمرى ) ، پادشاه بلندريش و كوتاه خود ، به ملكم گفت : اگر سيب‌زمينى را در كشور خود رواج دهيم ، پادشاه تو در پاداش به ما چه خواهد داد ؟ » « سيب‌زمينى تازه‌ترين چيزى است كه به خوراك اغلب مردم جهان اضافه گرديده است . سيب‌زمينى را سرخپوستان در قسمت جنوبى فلاتهاى مرتفع امريكا و جاهايى كه آب‌وهوا براى كشت غلات سرد بود ، به‌عمل مىآورند . اسپانيوليها در قرن شانزدهم ، آن را با خود به اروپا آوردند . بعدا ايرلنديها به كشور خود برده و محصول كلانى به‌دست آوردند . . . » « 1 »

گوجه‌فرنگى :

كه ميوه‌اى سودمند و گواراست ، از نيمهء قرن 16 در اروپا شناخته و بين ملل مختلف ، به اسامى گوناگون معروف شد . بعضى آن را سيب زرد برخى سيب بهشت و بعضى ديگر او را سيب عشق خواندند . و اعراب آن را طماطه مىگويند . كلمهء « فرنگى » به - بسيارى از گلها و ميوه‌ها و تره‌بارها كه بتازگى از كشورهاى ديگر به ايران آمده اضافه گرديد . در كتاب المآثر و الآثار فهرستى از اين نوع به چشم مىخورد : هميشه‌بهار فرنگى ، بنفشهء فرنگى ، داودى فرنگى ، قرنفل فرنگى ، لالهء فرنگى ، نيلوفر فرنگى ، انجير فرنگى ، نخود فرنگى ، لوبيا فرنگى خيار فرنگى ، چغندر فرنگى ، كاهوى فرنگى ، گوجه فرنگى ، سيب‌زمينى فرنگى ، كرفس فرنگى ، بادنجان فرنگى ، تربچهء فرنگى ، هويج فرنگى ، ترشك فرنگى ، كنگر فرنگى . اخيرا به اين فرنگيها تره‌فرنگى ، توت فرنگى و فلفل فرنگى را بايد افزود . پورداود در پايان اين بخش مىنويسد كه كلمهء فرنگى را ظهير فارابى ، از گويندگان قرن ششم هجرى ، به كار برده است :
گرفتارم به دام چين زلف عنبرين مويى * فرنگى زاده شوخى ، دلبرى زنار گيسويى

پستهء زمينى :

ديگر از گياهانى كه از امريكا به ايران رسيده ، و نام فارسى يافته است ، پستهء زمينى است . اين گياه ، كه به نام بادام زمينى و بادام شاهى نيز خوانده مىشود ، از سرزمين برزيل است ، و داراى طعم گواراست . پستهء زمينى را بعضى بوداده مىخورند ، برخى ديگر ، آن را مىپزند ، و جمعى با آن ، نان تهيه مىكنند . روغن دست اول آن ، مانند روغن زيتون ، مأكول و خوردنى نيست ؛ و روغنى كه در دست دوم از آن تهيه مىشود ، براى صابون به‌كار مىرود ؛ و روغن دست سوم آن براى رنگ و روغن نقاشى و ابزار ماشين به‌كار مىرود . ذرت ، لادن ، گل آهار ، آفتابگردان ، سيب‌زمينى ، گوجه‌فرنگى ، پستهء زمينى ، كه در گفتارهاى پيش از آنها يادشد ، و توتون از گياهانى هستند كه از امريكا به ايران آمده و در ايران ، بمناسبتى ، نام فارسى يافته‌اند . و اما گياهانى كه به همان نام بومى امريكايى مشهور شده‌اند ، عبارتند از : آناناس ، كاكائو ، كائوچوك ، كوكائين ، گنه‌گنه و چند رستنى ديگر ، امريكايى . آناناس در سال 1514 از امريكا به آسيا آمده است . اين ميوه خيلى خوش‌طعم ، و در بعضى مناطق مساعد ايران قابل كشت است . كاكائو محصول درختى است كه در مكزيك به نام
Kakauat
خوانده مىشود ، و شيرينى كه از دانهء آرد شدهء آن پخته مىشود ، تهوكلات مىنامند
هامش
( 1 ) . جغرافياى اقتصادى جهان ، پيشين ، ص 158 .