تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
مباش مادح خويش و مگوى خيره مرا * كه من ترنج لطيف و خوشم تو بيمزه تود
ناصر خسرو در آثار تاريخى ، ضمن بحث از شهر پارس ، آمل ، تبرستان ، فسا ، و سارى از ترنج و نارنج ياد شده است . اگر به عقب برگرديم ، و آثار دورهء ساسانيان را از نظر بگذرانيم ، در فصل 27 بند هشن يا « دين آگاسى » در پارهء 23 مىنويسد كه ميوه‌هاى عمده 30 گونه است ؛ ده نوع آنها مانند انجير ، سيب و اترنگ ، انگور ، توت ، امرود ( گلابى ) و غيره بيرون و اندرون آنها قابل خوردن است ؛ ده نوع ديگر فقط بيرون آنها خوردنى است ، مانند خرما ، شفتالو ، زردآلو ، و ده نوع ديگر فقط اندرون آنها خوردنى است ، چون بادام ، انار ، نارگيل ، فندق ، شاه‌بلوط ، پسته و غيره . در اين ميوه‌ها ، بادرنگ ، كه همان ترنج است ، نيز ياد شده است ، از نارنگى و پرتقال در نوشته‌هاى قديم فارسى نام و نشانى در دست نيست .

بنگ :

بنگ گياهى است كه در ايران سابقهء چند هزار ساله دارد ؛ در اوستا از اين دارو ياد شده ، و در يكى از فصول آن مىگويد : « اگر كسى به كنيزكى خردسال يا بزرگسال ، خواه نامزد شده يا نامزد نشده ، نزديكى كرد و او را آبستن ساخت ، نبايد آن كنيزك را از شرم مردم با بنگ يا يكى از داروهاى ديگر وادار به سقط جنين كند . اگر چنين كرد ، مرد و كنيزك و پيرزنى كه اين دارو را به كار برده بزهكارند . » در بعضى از كتب ، شوكران با بنج مشتبه شده ؛ براى اينكه گياه اخير و تخم آن ، مانند بنج و تخم آن بذر البنج ( بنگ‌دانه ) مخدر و مسكر است . بنگ در برانگيختن افكار گوناگون و ايجاد خنده بىاندازه ، بسيار مؤثر است .

كوكنار :

از كوكنار « افيون » به‌دست مىآورند . اين مادهء مخدره رقيب بنگ است . استفاده از ترياك يا افيون سابقه‌اى كهن دارد . اصل اين لغت ، يونانى است و به معنى پادزهر است . سعدى گويد :
زهر از جهت تو عين داروست * زهر از قبل تو ، محض ترياك
حافظ گويد :
دل ما را كه ز مار سر زلف تو بخست * از لب خود ، به شفاخانهء ترياك انداز
در نظر اروپاييان ، ترياك معجونى است كه از چند دارو تركيب شده و بعضى طالب آن هستند . در قانون ابن سينا ، مكرر از افيون و خواص دارويى آن ، سخن رفته است ، و آن را دارويى مخدر و سست‌كننده و خواب‌آور خوانده‌اند . انورى مىگويد :
جايى رسيده بأس تو كز بهر خواب امن * بگرفته فتنه را هوس كوك و كوكنار
* * *
از آن افيون كه ساقى در مىافكند * حريفان را نه سر ماند و نه دستار
استاد پورداود در هرمزنامه مىنويسد : افيون كه يكى از گزندهاى اهريمنى است ، در همان نخستين سدهء هجرى با عربها به ايران درآمد ، و در دومين قرن ، به هند رسيد ، و در دو قرن ديگر ، به چين روى آورد . امروز ، گياه دوزخى كوكنار ، هرچند گل آن بسيار زيباست ، در اين سه كشور كشت مىشود . در روزگاران پيش ، افيون آسياى كوچك نامبردار بود . اكنون هم