تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
موقوفه كه عملا در اختيار روحانيان قرار داشت ، 5 . زمينهاى ملكى و اربابى ، 6 . زمينهاى عمومى ، 7 . زمينهاى خرده‌مالكى كه به افراد مختلف از جمله روستاييان تعلق داشت . در اوايل قرن بيستم ، به علت اعطاى اراضى خالصه به صورت تيول ، و به فروش رسانيدن قطعاتى از آنها ، از مقدار اين گونه اراضى كاسته شد . املاك اشراف فئودال و خوانين ، از جمله ، از طريق غصب و تصاحب قطعات متعلق به خرده‌مالكان و زارعين ورشكسته ، توسعه مىيافت ؛ و نيز افرادى كه مىترسيدند مايملكشان توسط شاه غصب يا مصادره شود ، زمينهاى خود را وقف مىكردند . به علت ضعف بورژوازى ، زورمندان ذخاير خود را به مصرف خريد زمين مىرسانيدند . تقسيم محصول بين مالك و زارع ، براساس فرمول قديمى « زمين ، آب ، بذر ، دام كاركن ، و دستهاى كارگر » صورت مىگرفت . زارعى كه فاقد زمين و آب بود و اكثرا بذر و دام كاركن نيز نداشت ، مجبور بود از 1 / 2 تا 4 / 5 مجموع محصول را به مالك زمين بدهد . بعلاوه زارعين مجبور بودند مرغ ، تخم‌مرغ ، روغن ، و سبزيجات مورد نياز مالك را تأمين كنند و به مأمورين دولت هدايايى بدهند . شيوهء كار كشاورزى سخت ابتدايى بود ، خيش چوبى ، دنده ماله يا شنكش چوبى كه دندانه‌هاى آن سنگين و بندرت آهنى بود ، و نيز كلوخ‌كوب و بيل ، ابزارهاى عمدهء كشاورزى را تشكيل مىدادند . كشاورزان فاقد هرگونه حقوق سياسى ، اجتماعى ، و قضايى بودند . مالكان و حكام محلى از اعمال هرگونه ظلم و ستمى در حق آنان فروگذار نمىكردند . . . . در سال 1905 ، اهالى قوچان به علت خشكسالى ، نتوانستند ماليات خود را بدهند . حاكم قوچان بجاى ماليات ، 300 دختر قوچانى را ( از قرار هر دخترى بجاى 12 من گندم ) از اهالى گرفت ، و به خوانين تركمن فروخت . ناظم الاسلام مىنويسد : بسيارى از كشاورزان از گرسنگى مىمردند . » « 1 » بعد از انقلاب مشروطيت چنان كه انتظار مىرفت وضع كشاورزان بهبود كلّى نيافت . دوام رژيم ارباب و رعيتى و مظالم مأمورين دولت و ژاندارمها مانع اساسى در راه تكامل اجتماعى و اقتصادى كشاورزان بود ، ولى چنان كه مىدانيم پس از انقلاب شاه و مردم راه براى پيشرفت كشاورزى و كشاورزان هموار گرديد .

قسمت سوم : تاريخچه‌اى از رستنيهاى ايران

خواجه رشيد الدين فضل اللّه غير از كتب سودمند تاريخى اثرى به نام كتاب الاخبار و الآثار از خود به يادگار گذاشت كه اكنون قسمتهايى از آن باقى است . در اين كتاب دربارهء فصول ، گرما و سرما ، فلاحت ، آبيارى ، امراض نباتات ، معدنيات و غيره مطالب سودمندى نوشته شده و تا حدى وضع اقتصادى كشاورزان آن ايام را روشن مىكند . وى در اين كتاب ، تحت عنوان « كتان » مىنويسد : « هرچند كتان قونيه بدنام است و زود پاره مىشود ، ليكن آنچه باريك است و به شيوهء روسى مىبافتند ، بسيار بهتر از روسى مىباشد . چنان كه بشويند بهتر و نرمتر شود ، و تخم آن در تبريز و سلطانيه
هامش
( 1 ) . همان ، ص 7 به بعد .