نشين بودند ، كه بطور عمده در حالت كوچنشينى ، به دامدارى اشتغال داشتند و عبارت بودند از : كردها ، لرها ، قشقائيها ، بلوچها ، تركمنها ، عربها و غيره ؛ و يك پنجم كل جمعيت ، از تنى چند از كدخدايان
ساكنان شهرها و منجمله شهرهاى كوچك ، كه آنان نيز به امور كشاورزى مىپرداختند ، تركيب مىيافت . به اين ترتيب ، بيش از سه چهارم جمعيت ايران به امر كشاورزى و دامدارى مشغول بودند . » « 1 »
به نظر ايوانف : « در قرن بيستم ، در ايران ، اقتصاد جنسى و طبيعى و صنايع دستى در روستاها رونق داشت . علاوه بر كشت و زرع و دامدارى ، بسيارى از زارعين و افراد كوچنشين به صنايع خانگى اشتغال داشتند و به نساجى ، قاليبافى ، و تهيهء ابريشم و غيره مىپرداختند .
در شهرها ، حرفه و صنعت كه نظام صنفى را حفظ كرده بود ، برمبناى كار دستى استوار بود و رونق و توسعهء فراوان داشت ؛ ولى بعدا در اثر سيل كالاهاى خارجى به ايران ، صنايع دستى رو به تعطيل نهاد ، و كارگاههاى ايرانى ناچار شدند كار خود را تعطيل و آوارهء شهرها شوند . » « 2 »
ايوانف مىنويسد : « اشكال عمدهء مالكيت ارضى در ايران عبارت بود از : 1 . خالصه يا اراضى دولتى ، 2 . اراضى متعلق به مالكان جزء ، 3 . زمينهاى متعلق به فئودالها و خوانين و سران قبايل كوچنشين و زمينهايى كه به صورت تيول توسط شاه بخشيده شده بود ، 4 . زمينهاى
هامش
( 1 و 2 ) . ترجمهء على اصغر چارلاقى ( قبل از انتشار ) ، ص 4 دستنويس .