« بيكارى به هرحال كه باشد ، خواه آشكارا ديده شود ، خواه زير نقاب فعاليتهايى كه نتايج و بهرهورى آنها تقريبا هيچ است ، پنهان بماند ، به هرحال ، يكى از ويژگيهاى اساسى كم - رشدى است . در كشورهاى كمرشد ، نهتنها بخش مهمى از ظرفيت و توان كشاورزى ، صنعتى ، و انسانى مورد استفاده قرار نمىگيرد بلكه منابع و وسايل توليد قابل ملاحظهاى در آنجا به هدر مىرود و تلف مىشود . . . فى المثل ، در كشورى كه آب يك ثروت بهشمار مىآيد ، آن را به هدر مىدهند . سدهايى ساخته شده است اما محيطى كه بايد آبيارى شود يا همچنان باير است يا زير كشت گسترده قرار دارد . كشورهاى كمرشد از كمبود صنعت و از كمبود سرمايه رنج مىبرند ، اما بسيارى از كارخانهها هم كه ساخته شده است به علت فقدان بازار فروش بسته شدهاند . خواه بوسيلهء دولتها و خواه بوسيلهء مردم ثروتمند ، مبالغ گزافى در اين كشورها در راه هزينههاى تجملى به هدر مىرود و پول مردم فقيرى كه با زحمت زياد اين پولها را بهوجود آوردهاند ، در قمارها و يا در خريد اشياء به كلى زائد از دست مىرود . ماشينها بر اثر اهمال و غفلت خراب مىشود و بدون اينكه در صدد تعميرشان برآيند از آنها صرفنظر مىشود . . . در كشورهايى كه مردم آن گرسنه هستند ، به علت نبودن خريدار ، ذخاير خواربار از بين مىرود ؛ يعنى كشاورز وقتى كه محصول خود را فروخت و ديون خود را به رباخوار مالك و مأمور ماليات داد ، ديگر پولى براى خريد آذوقه ندارد . به اين ترتيب ، كشاورزانى كه مرحلهء اقتصاد طبيعى « خودمصرفى » « 1 » را پشتسر گذاشتهاند در مرحلهء اقتصاد مبادلهاى ، قوهء خريد كافى ندارند ؛ و اين نهتنها كشاورز را از پا در مىآورد بلكه محصول هم به فروش نمىرسد . . . يكى از ويژگيهاى كمرشدى اين است كه نسبت سنگينى از جمعيت فعال به كار كشاورزى اشتغال دارد ؛ از جمله در اروپاى جنوبى 50 % ، در امريكاى لاتين 60 % ، در افريقا و آسيا 70 % مردم كشاورزى مىكنند . . . ضعيف بودن توليدات كشاورزى در كشورهاى كمرشد علل متعددى دارد ؛ از جمله نارسايى وسايل فنى ، ناچيزبودن تعداد حيوانات باركش ، نداشتن سرمايهء كافى براى استفاده از نوآوريهاى كشاورزى ، نادر بودن مواد تقويتكنندهء خاك - اگر نخواهيم بگوييم فقدان كامل آنها . علاوه براينها ، ضعف و ناتوانى جسمانى كشاورزان گرسنه و بيمارى كه روى اين زمينها كار مىكنند از عوامل اساسى ضعف توليدات كشاورزى است . به اين ترتيب ، محصول محصول يا بازدهى كار كشاورزان سخت ناچيز است . فى المثل ، در خاور دور ، از هر هكتار زمين 16 كنتال برنج به دست مىآورند ، و در هند 8 / 11 كنتال ؛ در حالىكه در امريكا از همين مساحت زمين 36 و در اروپا 45 كنتال برداشت مىكنند . در امريكا يك كشاورز به كمك صنعت ، در پرتو كار سالانه خود ، 25 نفر را غذا مىدهد ولى در كشورهاى كمرشد دهقانان به زحمت براى تعداد انگشتشمارى ، خوراك بيرمقى توليد مىكنند . . . با اينكه كشاورزى ، اكثريت جمعيت فعال را به كار مىگيرد ، سهم آن در درآمد ملى اكثر كشورهاى كمرشد خيلى ضعيف و ناچيز است . 61 % از جمعيت فعال برزيل به سال 1950 ، در رشتهء كشاورزى كار مىكرد اما در آن زمان ، تنها 35 % درآمد ملى از راه كشاورزى تأمين مىشد . » « 2 »
هامش
( 1 ) .Auto Consommation( 2 ) . جهان سوم و پديدهء كمرشدى ، پيشين ، ص 42 به بعد ( به اختصار ) .