760 ، 780 ، 7 نفر ( يعنى حدود 31 % كل جمعيت ايران ) در آن زندگى مىكنند .
شهركها مشتمل بر آباديهايى هستند كه فعاليت خاص اقتصادى دارند . جمعيت شهركها بين پنجهزار تا چهاردههزار نفر است ، و از 294 شهر ايران ، 44 تا ( حدود 17 درصد ) در حالت شهرك قرار دارند .
شهرها عبارت از آباديهايى هستند كه بيش از 14 هزار نفر جمعيت دارند ، و داراى فعاليت معين اقتصادى هستند .
205 آبادى ايران شهر خوانده مىشوند ؛ يعنى 83 درصد آباديهاى ايران بيش از 14 هزار نفر جمعيت دارند . در ايران بعد از اسلام ، ظاهرا يكى از مميزات شهر وجود منبر و مسجد جامع در آن بود . گواينكه بعضى شهرها و دهها داراى منبر بودند ، ولى مسجد جامع نداشتند ؛ و گاه شهرهايى بودند كه منبر هم نداشتند . . . بنابر نوشتهء « متز » در كتاب الحضارة - الاسلاميه علامت شهر بودن منبر بود . مخصوصا حنفيّه سختگيرى مىكردند نماز جمعه نخوانند مگر در مصرى كه جامع دارد ، زيرا در آنجا اقامهء حدّ مىشود ، و در نزد امير بخارا رأى اصحاب ابو حنيفه مجرا بود . بنابراين ، در شهرهاى ماوراء النهر ، دهكدههاى بزرگى ديده مىشد كه از رسوم و اسباب شهرى تنها يك « جامع » كم داشت . و چقدر اهل « بيكند » سعى كردند تا آنجا منبر گذاشتند . اما فلسطين باوجود مساحت كم 50 منبر داشت . » « 1 »
مختصات كشاورزان و كشاورزى در كشورهاى كمرشد
پس از پايان جنگ جهانى دوم ، بموجب آمار و ارقام معلوم شد كه « در جهان گروه كوچكى از كشورها كه ثروتمند و غنى هستند در ميان تودهء وسيعى از كشورهاى فقير محاصره شدهاند . . . سه چهارم از افراد بشر از گرسنگى رنج مىبرند ، از آموزش و بهداشت بيبهرهاند و اكثر با بيكارى هم دست به گريبان هستند . بدون ترديد ، گرسنگى و آدمى به يك اندازه عمر دارند . » « 2 » پس از انقلاب كبير فرانسه ( 1789 ) ملل جهان كمابيش به حقوق سياسى و ارزش « انسانى » خود پىبردند ، و پس از انقلاب كبير اكتبر ( 1917 ) مردم گيتى دريافتند كه براى رهايى از قيد استثمار داخلى و خارجى بايد متحد و متشكل شوند و از راه مبارزه ، به حقوق طبيعى خود دست يابند . پس از جنگ جهانى دوم ، جبههء دموكراسى در سراسر جهان رو به پيشرفت و توسعه نهاد ، مردم ، اندكاندك به حقوق سياسى و اقتصادى خود آشنا شدند ، و از راه تشكيل احزاب و اجتماعات و اتحاديههاى كارگرى و كشاورزى در راه تأمين حقوق خود قدمهايى برداشتند .
انتشارات سازمان ملل متحد ، مركزى كه نمايندگان كشورهاى كمرشد در آن اكثريت دارند ، در بيدار كردن و هشيارى جهانيان سهم بسزايى داشت و توانست آشكار كند كه در جهان ما گروه كوچكى از كشورها ، بسيار غنى و ثروتمند هستند و گروه عظيمى ناتوان و فقير . به سال 1951 دبيرخانهء سازمان ملل دربارهء درآمد سرانه و سالانهء اكثر ملل آمارهايى انتشار داد . از مراجعه به اين آمار معلوم مىشود
هامش
( 1 ) . خسرو خسروى ، جامعهشناسى روستاى ايران ، ص 41 به بعد ( به اختصار ) .
( 2 ) . جهان سوم و پديدهء كمرشدى ، پيشين ، ص 8 به بعد ( به اختصار ) .