تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
به سال 1954 ، اروپا ( بضميمهء اتحاد شوروى ) و امريكاى شمالى كه برروى هم 32 % جمعيت جهان را دربر مىگيرد ، 83 % درآمد جهانى را در اختيار دارند . از سوى ديگر ، كشورهاى امريكاى لاتين 7 % از كل جمعيت جهانى را در خاك خود جاى داده‌اند در حالىكه درآمدشان بيش از 5 / 4 % درآمد كل نيست . افريقا با جمعيتى تقريبا برابر امريكاى لاتين تنها با 2 % از درآمد جهان بايد زندگى خود را تأمين كند . قارهء آسيا ، كه بيش از نيمى از مردم جهان را دربر دارد ( 54 % ) تنها به 5 / 11 % درآمد جهانى اكتفا مىكند . يك سوم از افراد بشر در كشورهايى زندگى مىكنند كه درآمد ملى سرانه و سالانهء آنها از 50 دلار كمتر است ؛ و بيش از نيمى از جهانيان ، سكنهء كشور - هايى هستند كه درآمد سرانه‌اى كمتر از 100 دلار دارند . به سال 1954 ، درآمد ملى سرانه و سالانهء مجموع كشورهاى كم‌رشد 65 دلار بود در حالىكه اين رقم در گروه كشورهاى پيشرفته به 586 دلار مىرسد ( در امريكا درآمد سرانه و سالانه بالغ بر 1870 دلار است ) . بعلاوه ، با اينكه هم‌اكنون اين فاصله فاحش است ، باز هم بسرعت افزايش مىيابد . « 1 » « در عصر ما ، در كشورهاى عقب‌مانده و كم‌رشد مردم نسبت به فقر و بينوايى خود آگاهى يافته‌اند ، و وضع زندگى خود را با ملل كشورهاى غنى مقايسه مىكنند و در صدد تأمين زندگى بهتر هستند . همه مىدانيم گرسنگى ، بيمارى ، و جهل از قرنها پيش وجود داشته است ، ولى پيشينيان اين محروميتها را به قضا و قدر حمل مىكردند ، اما امروز به آنها چون واقعيتهاى زشت و نادرست و غيرقابل قبول مىنگرند . زندگى مرفه ، كه در روزگار قديم خاص اقليت ناچيزى بود ، امروز در سراسر جهان ، براى زندگى عادى و طبيعى همگان لازم شناخته شده است . براى تشخيص كشورهاى كم‌رشد از كشورهاى پيشرفته ، كافى است ميزان درآمد ملى سرانه و سالانه ، تعداد كالريهاى مصرفى در تغذيهء متوسط و درصد بيسوادان و غيره را مورد مطالعه قرار داد . » « 2 » در كشورهاى كم‌رشد ، نامساعد بودن وضع اقليمى و دراز بودن دوران خشكى و بىبارانى ، وقوع سيلها و طغيانها ، نيامدن باران و يا نزول بيموقع تگرگ و باران ، حملهء سن و ملخ و ديگر آفات نباتى ، تنبلى و تن‌آسانى مردم - كه بيشتر معلول عدم تغذيهء صحيح است - سبب پايين آمدن ميزان توليد مىشود . در بسيارى از ممالك عقب‌مانده ، از نيروى انسانى ، چنان كه بايد ، بهره‌بردارى نمى - شود ؛ يعنى در مدت سال ، كشاورزان فقط چند ماه كار مىكنند . « اگر بگوييم كه در جهان سوم ، سالانه 100 روز از نيروى كار 200 ميليون انسان بيمصرف مىماند و يا 20 ميليارد روز كار به هدر مىرود ، تازه اين ارقام از حقيقت خيلى كمتر است . » « 3 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 9 به بعد . ( 2 ) . همان ، ص 14 به بعد ( با تصرف ) . ( 3 ) . همان ، ص 38 به بعد .