تيرهاى دارد و اغلب كوتاه است و از زانو به پايين نمىآيد ، و ساق پا را نمىپوشاند . مردان روستايى كلاههايى به سر مىگذارند كه در هر ناحيه شكل آنها متفاوت است ، و زنان سرهاى خود را با پارچهاى مىپوشانند و يا چارقدى به سر مىاندازند و غالبا چادرهاى شطرنجى سفيد و آبى دارند كه از بافتههاى دست خود آنهاست .
غذاى روستاييان مركب از حبوبات و لبنيات است . غالبا نان و دوغ و نباتات صحرايى مىخورند ، و در موقع غذاخوردن ، استعمال قاشق در كار نيست مگر وقتى كه آش گرمى بخورند .
در اين موقع هم هر دو نفر يك قاشق چوبى دارند كه بنوبت آن را بهكار مىبرند .
در دهكدهها ، نان را زنها مىپزند . طرز تهيهء نان در همهجا يكسان نيست ، در برخى جاها خمير را با دست اندكى پهن كرده و به بدنهء تنور مىزنند تا پخته شود . در جاهاى ديگر ، خمير را با نورد نازك كرده به تنور مىبرند . اين نوع نان كه آن را « لواش » مىگويند ، مخصوصا وقتى كه تازه باشد بسيار مطبوع است .
زنان روستايى پس از فراغت از كارهاى خانهدارى مشغول بافتن پارچههاى پنبهاى يا فرش مىشوند .
در دهكدهها ، سادات و ملاها به امور مذهبى رسيدگى مىنمايند و به تعليم و تربيت اطفال مىپردازند و در عوض ، در موقع برداشت محصول ، به ميزان معينى گندم و جو و غيره از روستاييان مىگيرند . بعلاوه ، سادات حق مطالبهء خمس هم دارند و گاهى چيزى به اين عنوان به آنها داده مىشود . » « 1 »
وضع دهات
صورت و شكل آباديها در ايران ، تحت تأثير وضع اقليمى و اجتماعى است . اغلب دهكدهها توسط قنات ، آبيارى مىشوند ، و يا در كنار رودها و چشمهها قرار دارند . كمآبى ايجاب مىكند كه گاهى بعضى از قسمتهايى از مساكن ، مانند طويله ، آشپزخانه و مراكز ذخيرهء آب ، مورد استفادهء عموم باشد . چنين دهاتى اغلب قلعه دارد ، مردم آن دور خانهها ديوار كشيدهاند تا از دستبرد چادرنشينان در امان باشند ، و شبها چهارپايان را به درون قلعه مىبرند . مزارع در خارج قلعه قرار دارد . خانهها از گل ساخته شده و سقف آنها گنبدى است ؛ و گنبدى بودن خانهها . . . به علت كميابى سنگ و چوب در بيابانهاى فلات ايران مىباشد . مساكن واقع در دهات حاشيهء كوير ، در فلات ايران اغلب داراى بادگير مىباشد . . . « 2 »
بنابر آمار 1345 ، جمع دهات و آباديهاى كشور به حدود 67 هزار بالغ مىگردد .
توزيع جمعيت در اين دهكدهها به اين قرار است : حدود 73 % دهات ايران ، يعنى 991 ، 48 دهكده ، جمعيتى تا 250 نفر دارند و مجموع جمعيت آنها به 865 ، 079 ، 4 نفر بالغ مىگردد ، و حدود 15 % دهكدهها ، يعنى 140 ، 10 دهكده بين 251 نفر تا 500 نفر جمعيت دارد كه مجموع جمعيت آنها بالغ بر
هامش
( 1 ) . سفرنامهء از خراسان تا بختيارى ، پيشين ، ص 26 - 225 ( به اختصار ) .
( 2 ) . جامعهشناسى روستاى ايران از آقاى خسرو خسروى ص 5 به بعد ( سرآغاز ) .