هجدههزار تومان بود هنگام وصول به چهل هزار تومان مىرسيد .
3 . روش تيولدارى لغو شد .
4 . « تسعير » منسوخ شد . نرخهاى موجود از قديم الايام باقى مانده بود و با وجود افزايش قيمت غلات ، اشخاص به نفع خود ، غلات را از قرار نرخ قديم مىفروختند . با منسوخ شدن اين راه و رسم ، عوايد ملى به مقدار فراوانى افزايش يافت . در مورد املاك خالصه مسائل مخصوص ديگرى به وجود آمد .
از اين اقدامات چهارگانه لغو تيولدارى بيش از همه جالب توجه بود . اين كار نشانهء پايان دوران قرون وسطايى است . » « 1 »
با استقرار مشروطيت ، بسيارى از مقررات و سنن ظالمانهء دوران قديم از بين رفت ، ولى چون در ايران اين نهضت ريشهء عميق اجتماعى نداشت پس از مشروطيت ، باز بسيارى از مرتجعين و فئودالها در لباس مشروطهخواهى در دستگاه حكومتى راه يافتند ، و از سير دموكراسى و آزادى به نفع اكثريت ، جلوگيرى كردند . رسم تيولدارى ملغى شد ولى باز مالكين بزرگ به كمك مأمورين فاسد و رشوهخوار دولت ، به آزار و اذيت كشاورزان و استثمار آنان پرداختند .
چنان كه ضمن مطالعه در « ديوان استيفاء » يا وزارت دارايى در ايران خواهيم ديد ، با آمدن « شوستر » قدمهايى در راه بهبود نظام مالى كشور برداشته شد ، ولى همين اقدامات سطحى مورد مخالفت دول استعمارى مخصوصا روسيهء تزارى قرار گرفت . لذا او را مجبور به ترك ايران كردند . پس از جنگ اول جهانى ، سلسلهء پهلوى روى كار آمد . يكى از اقدامات اساسى رضا شاه ايجاد تمركز و پاياندادن به قدرت سياسى و نظامى عشاير و ايلات و فئودالهاى بزرگ بود . در نتيجهء يك رشته مبارزات و عمليات جنگى ، جريان خراسان و قيام جنگليها و ياغيگرى كردهاى تابع سيمكو ( سيميتقو ) و شاهسونها و لرها و شيخ خزعل و ديگران پايان يافت ، و با ايجاد مركزيت و امنيت ، زمينهء اصلاحات اجتماعى و اقتصادى بيشازپيش فراهم گرديد .
وضع يك خانوادهء روستايى
هانرى رنه دالمانى ، كه در عهد مظفر الدين شاه از ايران ديدن كرده است ، ضمن توصيف زندگى داخلى ايرانيان ، نخست از افراد يك خانوادهء روستايى سخن مىگويد و مىنويسد :
« . . . مثلا تمام افراد خانواده از پدر و مادر گرفته تا پسران و دختران ، كه گاهى هم پسران متأهل و دختران شوهر رفته به آنها ملحق مىشوند ، مجموعا در يك اتاق زندگى مىكنند در ميان اين جمعيت ، كودكان نوزاد عريان نيز ديده مىشوند كه وسايل بهداشت ابتدايى هم براى آنان فراهم نشده است . اين موجودات كوچك از كودكى رنج مىكشند و مبتلا به چشمدرد و امراض ديگر مىگردند ، و چون والدين آنها معتقد به قضا و قدر و نصيب و قسمت هستند در صدد معالجهء آنها برنمىآيند و مىگويند . . . سرنوشت كسى را نمىتوان تغيير داد . . . علاقه و محبت پدر و مادر ايرانى به فرزندش ، كمتر در كشورهاى اروپايى ديده مىشود . . . لباس مردان و زنان معمولا از پارچههاى پنبهاى درست مىشود كه غالبا رنگ آبى
هامش
( 1 ) . همان ، ص 32 - 331 ( با اندكى تصرف ) .