تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
مناطق مسكون و پرجمعيت ايران بيشتر در مناطقى است كه آب كافى وجود دارد . مناطق شمالى ايران نسبتا پرآب است . « ارتفاع باران ساليانه در شمال غربى به ده اينچ ( تقريبا 25 سانتيمتر ) مىرسد و بتدريج كه به طرف جنوب شرقى مىرويم كمتر مىشود . » « 1 » مسألهء آب از ديرباز در ايران مشكل بزرگى در راه پيشرفت كشاورزى به شمار رفته ، و زراعت ديمى و زراعت با آب دستى ، هر دو ، بستگى به نزولات آسمانى داشته است . « در ده معمولا عده‌اى از كشاورزان به فعاليتهاى گوناگون ، براى ادامهء زندگى ، مى - پردازند . زمين مورد تصرف دهقان را معمولا برحسب « جفت » يا برحسب سهم آب مشخص مىكنند . مراد از جفت مقدار زمينى است كه مىتوان با يك جفت گاو شخم زد . تقسيم ده به جفت ، هم در زمينهاى اربابى و هم در زمينهايى كه بوسيلهء خرده‌مالكها اداره مىشود ، معمول است . احتساب عدهء اراضى ده برحسب آب ، در مناطقى معمول است كه كشت و زرع با بيل انجام مىشود . در اين موارد ، آبى كه در دسترس همه است معمولا به عدهء مختلفى از حصه‌هاى متساوى المده تقسيم و به زمين اختصاص داده مىشود . » « 2 » چون در ايران به اقتضاى رژيم ملوك الطوايفى ، مردم عموما و كشاورزان خصوصا از نعمت آزادى و امنيت بيبهره بودند . احتياطات معمولى ايجاب مىكرده است كه دهات واقع در دشت ، يا داراى حصار باشد يا دست‌كم داراى يك ناحيهء مركزى يا محوطهء محصورى باشد كه بهنگام ضرورت ، مردم با چهارپايان خود بدانجا پناه برند . مثلا بسيارى از دهات واقع در دشتهاى شمالى اصفهان ، مانند گز ( جز ) ، حصار دارد ، و راه ورود به ده از دروازه‌هاى تنگ مىگذرد . « 3 » « . . . در غالب نواحى در مزارع وابسته به دهات ، مردم براى مصون‌ماندن از تاخت‌وتاز اشرار غالبا فقط داراى يك خانهء روستايى محصور يا قلعه است كه محل زندگى روستاييان و چهارپايان است . . . غالبا خانه‌هاى ده ( خواه حصار داشته باشد خواه نداشته باشد ) به همديگر چسبيده است . قسمت مركزى ده را مسجد ، و دكانهاى ده تشكيل مىدهد . دهات بزرگتر كاروانسرا هم دارد ، ولى دهات كوچك فاقد مسجد و دكان است . ساكنان ده عبارتند از خرده‌مالكان ، مستأجرين ، كسانى كه براساس مزارعه زراعت مىكنند ، كارگران كشاورزى ، خوش‌نشينها ، صنعتگران - مانند نجار ، آهنگر - و مقامات رسمى نظير كدخدا ، و پيشه‌وران ، دكاندارها و گاه عناصر روحانى . . . » « 4 » خانم لمتون خانه‌هاى روستايى را چنين توصيف مىكند : اين خانه‌ها بيشتر عبارت است از ساختمانهاى يك طبقه‌اى كه از خشت ساخته مىشود . جنس خشت ، بسته به نوع خاك ، در هر محلى فرق مىكند ، و در بسيارى از جاها پس از برف زمستانى يا بارندگى ، اين خانه‌ها محتاج تعمير مىشود . در
هامش
( 1 ) . مالك و زارع در ايران ، پيشين ، ص 32 . ( 2 ) . همان ، ص 36 به بعد ( به تناوب و اختصار ) . ( 3 ) . همان ، ص 44 . ( 4 ) . همان ، ص 46 - 45 ( به اختصار ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 189 | مرتضى راوندى