است . گندم غذاى معمولى ايران است . جو و ديگر غلات در درجهء دوم است . و فقط مواقعى استعمال مىشوند كه گندم كمياب باشد . نان را هفتهاى دومرتبه در تنور مىپزند . ايرانيها به ماست ، پنير ، تخممرغ ، لبو ، شلغم ، پياز ، سير و ساير سبزيجات عادت دارند . نان را معمولا با ماست و نعناع و ترخان مىخورند . زارع ايران بندرت چاى مىنوشد . مصرف چاى همهروزه بتدريج زياد مىشود . فعلا دهاقين متمول آن را مصرف مىكنند . گوشت نيز از جمله تجملات است ، ولى در زمستان گاهگاه مصرف مىشود . دهقان ايرانى معمولا سهبار در روز غذا مىخورد ؛ غذاى صبح سبك ، ولى ظهر و شب غذاى كامل مىخورد . وى مىتواند سالى يك ليره ذخيره كند ، ولى اگر مجرد باشد پسانداز او خيلى بيشتر مىشود .
بيشتر دهاقين ايران از زن و مرد دخانيات استعمال مىكنند . توتون را معمولا خودشان از زمينهاى متصرفى به عمل مىآورند .
زارع ايرانى در زمستان كرسى مىگذارد ، و با لحاف و منقل خود را گرم مىكند ؛ و گاهى بر اثر دود زغال بعضى دهاقين خفه مىشوند .
خرج عروسى فرزند يك دهقان ايرانى معمولا از اين قرار است :
البسه و زينتآلات : 15 تومان يا 3 ليره .
مخارج پذيرايى مهمانان : 20 تومان يا 4 ليره .
جمع كل : 35 تومان يا 7 ليره
والدين دختر مبلغ 4 تا 20 ليره ، بعنوان شيربهاى دختر مىگيرند ، و اين مبلغ معمولا صرف خريد لباس براى داماد و زينتآلات مىگردد . . . رويهمرفته وضع زندگى ، لباس و خوراك يك دهقان ايرانى بويژه آنهايى كه در نواحى سردسير كشور زندگى مىكنند ، از وضع طبقهء دهقان پنجاب بهتر است .
عدهء زيادى از دهاقين خراسان در فصل زمستان ، براى كار به تركستان روسيه مى - روند ، و بدينترتيب ، درآمدى براى خود تهيه مىكنند . » « 1 »
تأثير محيط طبيعى
شرايط طبيعى اقليمى نه فقط بر شكل ديهها بلكه بر نوع خانهها مؤثر است ، و مواد ساختمانى و شيوهء معمارى خانهها رابطهء نزديكى با آن شرايط دارد . معمولا در شمال ايران ، خانهها از چوب ساخته شده است و سقف آنها را از شالى ( ساقههاى خشكيدهء برنج به هم كوفته ) پوشاندهاند . خانه برپايههاى چوبى متكى است و بدينگونه از رطوبت زمين محفوظ مىماند . پارهاى بناها يك طبقه دارد و بعضى دو طبقه است و يا قسمتى از خانه شامل دو طبقه است . پلههاى چوبى ، آيندگان و روندگان را به ايوانى هدايت مىكند كه تالار مىخوانند . انبار مخصوص غلات و برنج نيز برپايههاى چوبى استوار شده و پايهها را بنوعى تراشيدهاند كه موش بر آن بلغزد و بالا نرود . در فلات مركزى ، اكثر خانهها از خشت يا گل است و مواد ديگر در آن كمتر به كار رفته . بديهى است كه در مناطق كوهستانى ،
هامش
( 1 ) . ژنرال سرپرسى سايكس ، تاريخ ايران ، ترجمهء فخر داعى گيلانى ، ص 555 به بعد ( به اختصار ) .