خانههاى سنگى بنا مىكنند . غالبا خانههاى ده ، چه در درون حصار باشد و چه نباشد ، برهم چسبيده است يا فاصلهء كوتاهى از هم دارد . اتاقها اكثرا پنجره ندارد و بدرستى تهويه نمىشود . پشتبام گلى ، يا ايوان چوبى و خشتى ، در برابر اتاقها ، براى بهار خواب و استراحت فصل تابستان اختصاص دارد . در خانههاى فلات مركزى ، سقف اتاقها را از بيرون با تيرهاى چوبى كه ، حصيرى بر آن كشيده و به گل اندود كردهاند ، پوشاندهاند ، اما از درون ، تيرها روباز است و ديده مىشود .
بامها هميشه هموار نيست ؛ گاهى سقف مدور و به اصطلاح طاق ضربى دارد . اتاقها اكثر رو به آفتاب است و به قبله مىنگرد و ايوانى در مقابل آن گسترده شده است . « 1 »
بطور كلى « در مناطق سردسير ، كوهستانى ، اتاقها را چنان مىسازند كه به خوبى آفتابگير باشد و برعكس ، در مناطق كوير ، بادگيرهاى بلند ، كه از دور به چشم رهگذران مىخورد ، برپا مىدارند تا اتاقها ، ايوانها ، و آبانبارها را خنك كند . » « 2 »
وصفى از يك خانه روستايى
هانرى رنه آلمانى در كتاب خود مىنويسد كه گاهى روستاييان ايران در خانهء مستقل يا در قلعه زندگى مىكنند . « براى ساختن اين خانهها ، گل و خشت خام به كار مىبرند . ديوارها عموما 5 / 2 متر ارتفاع و 75 الى 80 سانتيمتر ضخامت دارند . در نواحى جنوبى ، سقف را هم با خشت خام مىزنند ، و در جايى كه چوب زياد باشد آن را با تير مىپوشانند ، و روى تير حصير مىاندازند ، و روى حصير هم شاخ و برگ خشكيدهء نباتات را ريخته و بعد با گل مخلوط با كاه روى آن را مىپوشانند . اتاقهاى دهاتيها بدون پنجره است و فقط يك در ورودى دارد و در سقف آنها روزنى براى خروج دود قرار دارد .
در سواحل بحر خزر ، يعنى در گيلان و مازندران ، غالبا خانهها را با چوب مىسازند و بام آنها را با سفال يا ساقهء برنج مىپوشانند .
در قلعهها ، اتاقها در اطراف محوطه ساخته مىشود و به ديوار قلعه تكيه دارد .
قلعهها در بزرگ محكمى دارند كه شبها آن را مىبندند تا از دستبرد سارقين محفوظ بمانند ، و غالبا در چهارگوشهء آنها برجهايى مىسازند تا در موقع هجوم ، قبايل بتوانند از خود دفاع نمايند . تمام افراد خانواده دهقان در روى يك گليم مىخوابند و غالبا همه در زير يك لحاف پنبهاى بزرگ شب را بهسر مىبرند . » « 3 »
گوبينو درباره مساكن كشاورزان مىنويسد : « خانههاى رعيتى در ايران بر خلاف خانههاى رعيتى اروپا بدون مخارج زياد ساخته مىشود ، زيرا ديوارها از گل است و چند تنهء درخت تبريزى را هم روى سقف انداخته و بالايش را پوشال و گلاندود مىكند ؛ بطورى كه در ظرف چند روز ساخته مىشود . . . اثاثهء آنها منحصر است به چند قطعه گليم و يكى دو صندوق چوبى و چندين ديگ و كوزه . . . » « 4 »
هامش
( 1 و 2 ) . مقدمهيى بر جامعهشناسى ايران ، پيشين ، ص 208 و 466 .
( 3 ) . همان ، ص 44 - 143 ( به تصرف ) .
( 4 ) . سه سال در ايران ، ترجمهء ذبيح اللّه منصورى ، ص 48 ( به اختصار ) .