تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
جز به دامپرورى نمىپردازند ، و از پى اغنام و احشام خود ، در مسير معين حركت مىكنند ؛ به اقتضاى فصل ، از جايى به جاى ديگر در طلب آب و مرتع مىروند . اما پاره‌اى ديگر ، چنان كه پيش از اين اشاره شده است ، معيشتى مختلط از پرورش حيوانات و كشت و زرع دارند ، و حتى بعضى از آنها در حوالى دهات يا واحه‌ها و مزارع منفرد مجزا سكنى گزيده‌اند ، و افرادى از خود را به راهنمايى گله‌هاى خويش به سوى چراگاههاى بهتر مىگمارند . ايلات و عشاير ، غالب اوقات را در چادرها به‌سر مىبرند . چادرهاى آنان به اشكال مختلف است ؛ بعضى مدور و با سقف گنبدى ، و بعضى به شكل هرم ، و پاره‌اى شبيه اتاقى با سقف مسطح يا نوك‌تيز است و پوشش آن ، در نقاط و نزد طوايف مختلف ، فرق مىكند . اثاث و توشهء كوچ‌نشينان در چند مفرش حمل‌ونقل مىشود ، و اين مفرشها تنها مبل درون خيمهء ايشان را تشكيل مىدهد . » « 1 » . . . از آنچه گفتيم اين مطلب دستگير مىشود كه در ايران ، عوامل طبيعى ( آب و خاك ) و اقتصادى ( نوع مالكيت ) و سياسى ( امنيت ) تأثير اساسى در تعيين نحوهء سكونت داشته است . نوع سكونت پراكنده بيشتر در شمال ايران ديده مىشود ، و در آنجا خانه‌هاى روستاييان ميان مزارع متفرق است . در فلات مركزى و جنوب ، سروكار بيشتر با نوع متمركز سكونت است ، كه بعضى در دشت و دره و بعضى بالاى تپه و كوه يا در سراشيب آن قرار دارد ، و به صورت خانه‌هاى همطبقه يا پلكانى ، درون قلعه يا بيرون ديوار پيرامون ديده مىشود . دربارهء دهات قلعه‌اى ، روزنفلد « 2 » مطالعهء جالب توجهى كرده است ( 1951 ) : ديوارهاى گلى بلند با برجهاى استوانه‌اى شكل در زوايا ، دورادور ده كشيده شده و در بزرگى ، كه محل نگهبانى بالاى آن قرار دارد ، تنها مدخل ده را تشكيل مىدهد . خانه‌هاى گلى يك يا دوطبقه بر گرد فضاى باز وسط ده قرار دارد ، و حيوانات را در اين حياط مركزى يا در طبقات اول ساختمانها جا مىدهند . ابعاد قلعه از نقطه‌اى به نقطهء ديگر فرق مىكند ؛ از دو تا صد خانواده را ممكن است يك قلعه دربرگيرد . دهات قلعه‌اى در فلات ايران ، و خصوصا در خراسان ، فراوان است . در سيستان ، اصفهان ، فارس ، خوزستان ، و شمال غربى كشور نيز بسيار به چشم مىخورد ، و در افغانستان هم مكررا ملاحظه مىشود . در تركمنستان ، ازبكستان ، و ديگر نواحى آسياى مركزى هم اين گونه معمارى روستايى رايج است ؛ و بنابراين ، مىتوان گفت كه قلعه يك شيوهء معمارى است كه ضرورتا ارتباطى با شرايط طبيعى يا ناايمنى ندارد و عموميت آن ، به صور مختلف ، در سرزمينهاى متعدد ، گواه اين مطلب است . در ازبكستان اين شيوهء ساختمان ، شاخص مزارع جدا افتاده است . در ولايت خان‌خيوه كه بازار دارد و تا حدى جنبهء شهرى حاصل كرده است به آن سياق بنا شده است . خلاصه آنكه ، شكل قلعه ، نوعى معمارى است كه در موارد گوناگون به كار رفته و از اختصاصات كهنهء تمدن ايرانى در فلات آسياى مركزى و خاور نزديك است . سوابق آن را هرتسفلد « 3 » در عهد جديد ، عصر حجر ، در حدود تخت جمشيد ، و تولستوف « 4 »
هامش
( 1 ) . مقدمه‌يى بر جامعه‌شناسى ايران پيشين ، ص 202 - 201 . ( 2 ) .A . Z . Rosenfeld( 3 ) .Hertzfeld( 4 ) .Tolstov