« از بررسى اجتماعى و اقتصادى ايتال كنسولت « 1 » در بلوچستان و سيستان و قسمتى از كرمان ، برمىآيد كه گذشته از شهرهاى بزرگ و كوچك ، در آن ايالتها چهار نوع سكونتگاه بهچشم مىخورد . همين حكم را به پارهاى از ايالات ايران از جمله خوزستان مىتوان تعميم داد و در آنها نيز همين انواع را مىتوان يافت . نوع اول ، « دهات كشاورزى پايدار » است كه قرارگاه اساسى انسانها در سراسر خاك ايران مىباشد و بيشتر ساكنان آنها به كشت و زرع اشتغال دارند و در آنها فعاليتهاى غير كشاورزى تقريبا ناچيز است ؛ و خودبخود ، كار كشاورزان كه هر يك قطعهء كوچكى از زمين در اختيار دارند و در آن با ادوات كهن به كشتن سطحى قناعت مىكنند ، مستلزم سكونت به صورت متراكم نيست . در « ده مجتمع » مىتوان آسانتر به كار كشت و حال مزارع مراقبت نمود و از خدمات اجتماعى ، چون مدد ميرآبى كه آب از رودخانهء دوردست مىآورد و يا پيلهورى كه قماش و قند و چاى براى فروش عرضه مىكند ، بهره گرفت . علاوهبر اين ، بستگى حيات و كشاورزى به آب چاه يا قناتى كه در مبدأ يا مركز ده قرار دارد تجمع روستا - نشينان را ايجاب مىكند ، بىشبهه ، در گذشته ناايمنى سياسى و نظامى عامل مهمى در فراهم شدن و به صورت انبوه زيستن بوده ؛ نشانهء آن ، دههاى قلعهاى است كه گذشته از ديوارهاى بلند ، برجهايى نيز براى ديدهبانى دارد ، و غالبا بر بالاى دروازهء ده ، اتاقكى هست كه در آن ، سابقا مالك يا مباشر او يا مأمورى از آنان مراقب بودهاند . وقتى هم كه ضرورت دفاع از بين رفت ، صورت مجتمع دهات باقى ماند و حتى در بسيارى نقاط ، برج و باروى دهها پايدارى نمود ، و اين بار ، خشكى محيط طبيعى و شرايط خاص آن و نياز مردم به چاه يا قناتى كه هم آب مشروب و هم مايهء كشت و زرع ايشان را در دسترس مىگذاشت تراكم ده را حفظ كرد .
چهرهء درونى اين دهها را بدين شرح مىتوان توصيف كرد : در مركز ده ، مسجد و خانه كدخدا يا توانگرترين فرد ده يا مالك قرار دارد . از اين مركز ، اشعهء شكستهاى چون ريشههاى پريشان درخت بر اطراف جسته است ، و خود اعوجاج اين كوچهها محافظى در برابر بادهاى تند صحرايى است . خانههاى خشتى و گلى روستاييان در اين كوچهها واقع است . هرچه به حدود ده نزديكتر مىشويم خانهها فقيرتر مىشود و از مصالحى ناپايدارتر ساخته شده است ، و گويى مرحلهاى انتقالى و واسطهاى بين چادر چوپانان و خانهء نسبتا خوب مركز ده را نشان مىدهد .
بر گرد ده ، كه محل سكونت مردمان است ، مزارع و باغها ، و سپس زمينهاى باير و احيانا جنگل قرار گرفته است . چون زمينها به صورت آيش كشت مىشود و هر سال قطعهء تازهاى تحت زراعت مىآيد ، سكونت پراكنده ، چنان كه در مزارع خردهمالكان اروپايى و امريكايى بهچشم مىرسد ، در آنجا ميسور نيست .
نوع دوم سكونتگاهها ، آنهاست كه شكل « واحه » دارد ، و خود به دو صورت متراكم و متفرق ديده مىشود . . . نوع سوم آباديها ، مركب از خانههايى است كه تا حدى باهم فاصله دارد و با محل كشت مربوط است . . . محققان ايتال كنسولت از نوع چهارمى هم ياد كردهاند كه اقامتگاه موقت ايلات نيمه كوچنشين ، يعنى اردوگاه ، باشد . پارهاى از گروههاى خانهبدوش
هامش
( 1 ) .Italconsult