رودخانهها ، چنان كه بايد بهرهبردارى نمىكنند ، و مقدار آبى كه به زمين فرو مىرود و تبخير مىشود بسيار زياد است .
« مقدار بذرى كه برزگران بوسيلهء يك جفت گاو مىكارند از يك تا شش خروار فرق مىكند و محصول اين مقدار از محل تا محل ، به نسبتى عظيم اختلاف دارد . با اينهمه ، بندرت اتفاق مىافتد كه خرمنى كه بوسيلهء يك جفت گاو برداشت مىشود ، پس از كسركردن سهم مالك و ساير ديون و رسوماتى كه به آن تعلق مىگيرد ، معيشت دهقان و خانوادهاش را كفاف دهد . در غالب موارد ، زارع به زحمت مىتواند گذران كند مگر اينكه بتواند با فروش محصولات باغ و گله نوعى از انواع صنايع روستايى ، مانند پارچهبافى و قالىبافى ، به ميزان درآمد خود بيفزايد . . . سرمايهء مورد لزوم زارعى كه يك جفت زمين در تصرف دارد در 1945 ( 1323 ه .
ش . ) در حدود 000 ، 30 ريال بود ؛ يعنى يك جفت گاو ( 5000 - 000 ، 20 ريال ) حداقل يك رأس الاغ ( 3000 تا 000 ، 10 ريال ) ، 2 تا 3 عدد بيل ؛ يك دستگاه خرمنكوب ؛ دو گاو آهن ؛ يك مالبند گاو ؛ يك يوغ گاو ؛ يك مازو .
مقدار بذرى كه بوسيلهء يك جفت گاو در بعضى نواحى غلهخيز كاشته مىشود ، يكسان نيست ؛ در بعضى نقاط ، كمتر و برخى ديگر ، بيشتر است . در مأمونيهء زرند ، واقع در ناحيهء ساوه ، با يك جفت گاو ، بطور متوسط از 4 الى 5 خروار غله مىكارند . » « 1 »
چنان كه گفتيم ، سهم كشاورز خردهپا از محصول بسيار ناچيز است ، و به هيچوجه كفاف مخارج زندگى محقر او را نمىكند . و به همين علت ، كشاورز ايرانى ، كه به آداب و اصول زندگى صحيح مطلقا آشنايى ندارند ، غالبا مقروض و وامدار است ، براى رفع حوائج روزمرهء زندگى ، براى خريد افزار كشاورزى و چهارپايان و بذر و غيره به پول احتياج دارد ، معمولا دام را در قبال گروكشى محصول سال بعد مىدهند ؛ شرايط آن بسيار نامساعد است : كشاورز ناچار است وام را هنگامى بگيرد كه قيمتها بالارفته ، و دين را زمانى ادا كند كه قيمتها پايين آمده است .
در بسيارى از نواحى ، سوداگران سيار با استفاده از بيخبرى كشاورزان ، قماش و چاى و قند و اجناسى از اين قبيل را به قيمتهاى گزاف به آنان مىفروشند . شرايط مساعدهاى كه مالكين به كشاورزان مىدهند يكسان نيست . مالكينى كه عاقل و مآلانديش بودند كمتر به كشاورزان فشار وارد مىكردند و آنان كه حريص و نزديكبين بودند بر ميزان فشار و استثمار مىافزودند .
« براى ادامهء زندگى كشاورزى ، بيش از هرچيز امنيت و آسايش خيال ضرور است .
قبل از استقرار حكومت پهلوى ، ايلات و عشاير و ديگر دستههاى يغماگر غالبا زندگى كشاورزان را از راه چپاولگرى به باد مىدادند . آن نوع مشكلات در دوران قدرت رضا شاه از بين رفت ، ولى عدهيى از كارمندان دولت و ژاندارمرى ، كه غالبا حقوق كافى نداشتند ، گاهبيگاه مزاحم مردم مىشدند .
در جريان نظام وظيفه نيز ، جوانان كشاورز غالبا با مشكلاتى روبرو مىشدند . » « 2 » به نظر دكتر لمتون ، در دوران بعد از اسلام « ماليات زائد گرفتن و تمايل كارگزاران
هامش
( 1 ) . همان ، ص 40 - 638 ( به اختصار ) .
( 2 ) . همان ، ص 665 به بعد ( به اختصار ) .