مىكردند . چنان كه والدهء صنيع الدوله ، طى نامهاى به پادشاه وقت ، از تجاوزات امين السلطنه شكايت مىكند و مىنويسد : « قريهء « اربنويه » به تيول ابدى اجداد اين پير كنيز بوده . . . سالى نود خروار هم به ديوان اعلاء جنس مىدهد . . . حال دو سال است كه امين السلطنه . . . چندين جريب زمين اربنويه را گرفته زراعت مىكند . . . رحمى فرموده يا به حضرت نايب السلطنه يا دار الشوراى كبرا يا وزارت عدليهء اعظم ، اين تعدى را از اين پير كنيز بردارند . . . اگر امين السلطنه به قوت منصب و شوكت تعدى مىكند ، اين پير كنيز هم صلهءرحم پادشاه است ، شوهرم و پسرم چندين سال خدمت كرده و مىكنند . از همه گذشته ، عدالت شاهنشاهى به حمد اللّه ، از براى عموم است . امر همايون است . . . » « 1 »
دلسوزى انيس الدوله
انيس الدوله در نامهاى كه به ناصر الدين شاه مىنويسد ، مىگويد :
شنيدم كه حكومت شيراز را باز تغيير دادهايد ، و اللّه خيلى تعجب است . بيچاره ، ركن الدوله هفت ماه است رفته ، با آنهمه خسارت . اگر براى پيشكش است از خود شاهزاده بگيريد و خودش باشد . اينطورها پدر رعيت بيچاره درمىآيد ، رعيت همينطور تمام مىشود . حاكم كه از خودش نمىدهد دور از مروت است .
از همه جهت بيچارهها تمام شدهاند . عريضه را به دست كسى ندهيد . محرمانه ملاحظه فرموده پس بدهيد خواجه بياورد . « 2 »
مسائل و مشكلات كشاورزان
به نظر دكتر لمبتون :
مسائلى كه زارع سهمبر و خردهمالك يكسان با آن روبرو مىباشند ناشى از اوضاع طبيعى و نقايص فنى است . كمقوتى زمين ، سايش و آببردگى زمين ، آفتزدگى ، سيلهاى اتفاقى ، و تنزل درجهء بارندگى را تا حدى مىتوان با بهكار بردن تكنيك مترقى جبران كرد . اما اقدامات دامنهدار ، به منظور جبران سايش و آببردگى زمين ، دفع آفات و بهبود امر آبيارى ، نيازمند به كار بردن سرمايهاى است كه از حدود توانايى زارع بيرون است .
مسائل فنى مبتلا به ، زارع عبارت است از روشهاى كشاورزى و امور مالى ( مانند به دست آوردن اعتبار ) ، امور بازرگانى ( مانند روش عرضهكردن محصول ) ، كارهاى مربوط به ارتباطات ، تثبيت مال الاجاره و امنيت داشتن از نظر اجاره و زميندارى . تمام اين مسائل بجز دو مسألهء اخير ، هم براى خردهمالك و هم براى زارع ، اهميت حياتى دارد . « 3 »
روشهاى كشاورزى در غالب نقاط ايران بسيار ابتدايى است و در بعضى نقاط ، عمل شخمزدن بوسيلهء خيشهاى چوبى صورت مىگيرد كه به گاو مىبندند ، و خيش تنها زمين را خراش مىدهد و شيار را زيروزبر نمىكند . عدهء معدودى از تراكتور استفاده مىكنند . مسألهء بارندگى براى كشاورز ايرانى يك مسألهء حياتى است ، و معمولا در ايران از آبهاى موجود ، يعنى از آب
هامش
( 1 ) . سفرنامهء ميرزا فتاح خان گرمرودى ، به كوشش فتح الدين فتاحى ، ص 266 .
( 2 ) . خاطرات و خطرات ، پيشين ، ص 65 .
( 3 ) . مالك و زارع در ايران ، پيشين ، ص 622 .