تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
آنها ضرورت دارد ، براى من بفرستيد تا بتدريج اقدام كنيم . سد ناصرى در سال 1268 تمام شد ، پل هفت چشمهء شوشتر از نوبنيان يافت و ساخته شد . سد تازهء گرگان در 1267 بنا گرديد ، و دولت از اين رهگذر ، به كشاورزى آن منطقه كمك شايانى كرد ، و تركمنان را بجاى راهزنى به كار زراعت واداشت . در همان سال ، در قم ، پل « دلاك » را بر روى قره‌چاى بستند . زراعت نيشكر در مناطق شمالى معمول شد ، و از محصول آن مقدار زيادى به روسيه صادر گرديد ، و زراعت نيل در خوزستان و كشت خشخاش در نقاط مختلف كشور ، توسعه يافت ، و ترياك به صورت يكى از محصولات صادراتى درآمد . زراعت پنبهء امريكايى در 1266 ، آغاز گرديد ؛ و عده‌اى به كشت آن همت گماشتند ، و نتيجهء نيكو گرفتند . از پنج سير تخم آن در بلوك خوار ، يك خروار و نيم غوزهء پنبه برداشته شد ، كه هر بوتهء آن تا سيصد غوزه داشت . بنيانگذار اين كار خير ستاكينگ ، « 1 » كشيش امريكايى ، در اروميه بود . » « 2 » قحطى سال 1287 ه . ق - عبد اللّه مستوفى مىنويسد كه ناصر الدين شاه در سال 1287 ، با عده‌اى عازم عتبات شد . در اين موقع ، كه در اثر نيامدن باران ، آثار قحطى آشكار شده بود ، مردم پايتخت اعتراض و ناراحتى خود را از بيقيدى شاه به سرنوشت خلق ، در تصنيف زير ، نشان مىدادند : شاه كج كلاه ، رفته كربلا ، گشته بىبلا ، نان شده گران ، يك من يك قران ، يك من يك قران ، ما شديم اسير ، از دست وزير ، از دست وزير - مقصود از وزير ، ميرزا عيسى وزير است كه پيشكار نايب السلطنه و وزير تهران بود . حاج سياح مىنويسد : انسان اگر در دهات ايران گردش كند مىفهمد كه ظلم يعنىچه ، بيچارگان سوخته و برشته ، در يك خانه [ زندگى مىكنند ] . تمام لباسشان به قيمت جل يك اسب آقايان نيست . يك ظرف مسى براى طبخ ندارند ، ظرفها از گل ساختهء خودشان . با اينكه شب و روز در گرما و سرما در زحمت و عذاب‌كارند ، نان جو به قدر سير خوردن ندارند . سال به سال ، شش ماه به شش ماه ، گوشت به دهانشان نمىرسد . از خوف هر وقت يك سوارى يا تازه لباسى به لباس آخوندى يا سيدى يا ديوانى مىبينند ، مى - لرزند كه باز چه بلايى بر ايشان وارد شده است . . . « 3 » سرهنگ دروويل ، كه در عهد فتحعلى شاه به ايران آمده بود ، ضمن گفتگو از وضع اجتماعى اقليتهاى مذهبى مىنويسد : « والدين دختران زيبا عمدا جگرگوشگان خود را به وسائلى بدشكل مىكنند . يك‌بار من خود شاهد چنين حالى بودم ؛ چهرهء دخترك زيبايى را با تيزاب سوزانده بودند كه از طمع ارباب دهكده در امان بماند . . . » « 4 »

تجاوز به زمينهاى مردم

نه‌تنها اشراف و فئودالهاى بزرگ به زمينهاى كشاورزان خرده‌پا تجاوز مىكردند ، بلكه گاهى زورمندان نيز به زمينهاى يكديگر تجاوز
هامش
( 1 ) .Staking( 2 ) . اميركبير و ايران ، پيشين ، ص 95 - 391 ( به تناوب و اختصار ) . ( 3 ) . خاطرات حاج سياح ، پيشين ، ص 137 . ( 4 ) . سفرنامهء دروويل ، پيشين ، ص 130