وضع عمومى كشاورزان
ژوبر در سفرنامهء خود ، دربارهء كشاورزان ايران در عهد فتحعلى شاه چنين مىنويسد : « طبقهء كشاورز در ايران ، از لحاظ وضع زندگى و عادت و سنن ناشيه از آن ، بين عشاير و شهرنشينان قرار دارند . آنان كه به كشت زمين مشغولند در صورت مسلمان بودن ، از مزايايى چند برخوردارند ؛ از جمله در معرض فروش واقع نمىشوند . . . زارع در ايران مطيع محض دولت است . تا موقعى كه ظلم و اذيت امنا و مأمورين دولت به نهايت نرسد ، مىسوزد و مىسازد ، بدون آنكه دم برآورد ، اطاعت و بردبارى مىكند لكن ، هنگامى كه فشار و ستم از حد تحمل بيشتر شود ، مزرعه را رها مىكنند ، خانهء پدرى را ترك مىگويند ، به عشاير ملحق مىگردند . بااين حال ، اگر مختصر روزنهء اميدى در آينده ببينند زندگى عادى خود را ازسر مىگيرند و با نهايت جد و جهد و دقت به كار مشغول مىشوند . در ادوارى كه موجباتى براى ناراحتى وجود نداشته باشد به آسانى اندوختهاى گرد مىآورند و ثروتمند مىشوند . پس از كسب ثروت ، ديگر وضع و محل خود را تغيير نمىدهند ، اندوخته خويش را در شهرها خرج نمىكنند بلكه به بهتر ساختن وضع زندگى مىپردازند . خانهء خود را تزيين مىكنند ، عيال جديدى مىگيرند ، بردگان تازهاى مىخرند ، و بالاخره وسايل تجمل و رفاه و تفريحاتى را كه ديگران در شهر مىجويند در روستاى خود فراهم مىآورند . به همين مناسبت است كه ديده مىشود كه داراى تمام وسايل تجمل ثروتمندان مىباشند . . . » « 1 »
دكتر لمتون مىنويسد :
پس از سلطنت آغا محمد خان ، ميل غالب بر اين بود كه اراضى وسيعى از مملكت بعنوان « تيول » به اينوآن واگذار شود و به وسعت نواحى كه من غير مستقيم اداره مى - شد ، نسبت به ساير نواحى كه مستقيما اداره مىشد ، افزوده گردد . اصطلاح تيول ، مانند زمان صفويه ، مشتمل بر انواع مختلف از عطايا بود . در بعضى موارد ، تيول عبارت بود از اختصاص عوايدى كه به مناصب معين تعلق مىگرفت ؛ و در برخى موارد عبارت بود از اعطاى زمين خالصه بجاى حقوق و مواجب . در پارهاى از موارد ، خاصه ، در نواحى عشايرنشين ، تيولدار متعهد بود كه قواى نظامى « بنيچه » فراهم كند ؛ و در موارد ديگر ، فقط عبارت بود از اعطاى حق وصول ماليات ناحيهاى كه يا زمين خالصه بهشمار مىرفت ، يا ملك شخص ثالث ، يا ملك كسى بود كه تيول به او داده شده بود . و در موارد اخير معنى تيول معاف بودن از پرداخت ماليات بود . « 2 »
« تصاحب زمين براى زميندار ، سودى نسبتا فراوان داشت و او را قادر مىكرد به اينكه عدهاى از ملازمان مسلح به خدمت خود بگمارد ، و اين كار قدرت زيادى به او مىبخشيد .
هامش
( 1 ) . مسافرت به ايران و ارمنستان ، پيشين ، ص 201 ( به اختصار ) .
( 2 ) . مالك و زارع در ايران ، پيشين ، ص 266 .