تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
سوم قرن نوزدهم نوشته است ، تصوير بهترى از وضع دهقانان رسم كرده است . وى متذكر مىشود كه با وجود غلبهء فساد و اخاذى ، فقر و مسكنت مردم تا آن حد كه انتظار مىرود نيست . به نظر او : وزيران و اعيان طراز اول ، در وفور نعمت به‌سر مىبرند و همهء كسانى كه مشغول كسب‌وكارند ظاهرا به قدر كافى وسيلهء معاش خود و خانواده‌هايشان را دارند . بعضى از بازرگانان و عده‌اى از مردم سرشناس شهرها داراى ثروتى معتنابهند ، و اگرچه دارايان در ميان ساير طبقات كمتر ديده مىشوند بندرت مىتوان كسى را يافت كه سخت محتاج باشد . « 1 » با اينهمه به عقيدهء او ، اوضاع ايران نسبت به چند قرن قبل از او ، دچار خمود و ركود شده و ترقى و پيشرفتى در آن پديد نيامده است . كشاورزان تنها از مأمورين ديوانى رنج و ستم نمى - ديدند بلكه سپاهيان نيز گاه‌وبيگاه به مال و جان آنان تجاوز مىكردند . فريزر ، كه كتاب خود را در سال 1822 نوشته است ، مىگويد : غلامانى كه براى خدمت در قشون ثابت يا بعنوان پيك استخدام مىشوند ، مايهء بيم و وحشت روستائيانند . در هر خانه‌اى كه بخواهند فرود مىآيند ، به بهانه‌هاى مختلف و به نام مخدوم خود ، از مردم ماليات مىگيرند ، راهنمايان و اسبان و ارزاق و خانه و اهل خانه بايد در اختيار حضرات باشند ، و اگر كسى در مقام اعتراض برآيد ، سروكارش با ته تفنگ و طپانچه يا چماق ايشان خواهد بود . كسى جرأت مقاومت در برابر غلامى از غلامان ندارد چه رسد به اينكه بخواهد بر او دست دراز كند ؛ زيرا اگر چنين مقصرى را نزد شاهزاده ببرند ، دمار از روزگار او برمىآورد . « 2 » بطور كلى فكرى كه هرگز در مخيلهء شهرياران قاجار راه نيافته حمايت از كشاورزان و تأمين زندگى بهتر براى آنان است . براى آشنايى با انديشه‌هاى ارتجاعى آن ايام فكر نحيف مؤسس سلسله قاجار را در حق كشاورزان نقل مىكنيم :

اندرز آغا محمد خان به وليعهدش بابا خان

« . . . رعيت چون آسوده گردد در فكر عزل رئيس و ضابط افتد . . . اين گروه فرومايه را بايد به خود مشغول كردن كه از رعيتى و گرفتارى فارغ نگردند ، و الا كار زراعت و فلاحت نقصان يابد و توفير در غله و حاصل ضعيف شود و قحط پديدار آيد ، و لشكرى از كار بيفتد و فسادهاى عظيم روى دهد . . . ارباب زراعت و فلاحت بايد چنان باشند كه هر ده خانه را يك ديگ نباشد تا به جهت طبخ آش يك روز به عطلت و انتظار به‌سر برند ، و الا رعيتى نكنند و نقصان در ملك روى دهد . . . » « 3 »
هامش
( 1 ) . ملكم ، تاريخ ايران ، ج 2 ، ص 353 ( از همان مأخذ ، ص 263 ) . ( 2 ) . سيروسفر در ولايات ايران ، ص 256 ( از همان مأخذ ، ص 66 - 265 ) . ( 3 ) . رضا قلى خان هدايت ، روضة الصفا ج 9 ، ص 301 .