تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
متصديان امور اوقافى نظير « صدر خاصه و عامه » و ديگران مكلف بودند بطور كلى به وضع اوقاف رسيدگى كنند ، استعداد زمينها را بسنجند ، به وضع آسياها ، قنوات ، باغها ، و مستغلات رسيدگى كنند ، و در راه تكثير محصول تلاش نمايند . مستوفيانى كه ادارهء امور اوقاف ولايات را به عهده داشتند نيز مكلف به نظارت در امور و رسيدگى به حساب رعايا و مستأجران و صدور مفاصا حساب و جز اينها بودند . در دورهء نادرشاه به كلى ورق برگشت . « او در آخرين سال سلطنت خود ، فرمانى صادر كرد و بموجب آن ، تعداد زيادى از اراضى موقوفه را از مردم گرفتند و چون املاك خالصه در دفتر « رقبات نادرى » ثبت كردند . در مواردى كه واقف و متولى از متنفذين بود ، موقوفه را تسليم نمىكرد ، و عده‌اى از ارائهء وقفنامه امتناع مىورزيدند . پس از مرگ نادر ، عادلشاه فرمان مزبور را لغو كرد ، و بعضى از املاك غصب شده را به صاحبان آنان پس داد . با اينهمه سرجان ملكم ، كه تاريخ خود را در آغاز قرن نوزدهم نوشته ، مىگويد : « تمام اين املاك را هرگز به مردم پس ندادند . » در هرحال ، در اين مطلب كمتر مىتوان ترديد كرد كه در فاصلهء سالهاى آشفتهء ميان انقراض سلسلهء صفوى و استقرار قدرت قاجاريه ، بسيارى از املاك موقوفه يا به تصرف حكومت درآمد يا مبدل به املاك شخصى شد . مثلا به قول يكى از ثقات ، عوايد موقوفات آستان قدس رضوى ، كه در پايان دوران صفوى بالغ بر 15 هزار تومان خراسانى يا سيصدهزار روپيه مىشد ، در سال 38 - 1237 ه . به دو هزار الى 2500 تومان خراسانى يا پنجاه‌هزار روپيه تنزل كرد . » « 1 » بطور كلى ، در دورهء قاجاريه از ميزان زمينهاى وقفى كاسته ، و بر شمارهء زمينهاى خالصه افزوده مىشد ، و اين زمينها بتدريج اهميت بيشترى كسب مىكرد . اين زمينها گاه به علت ماليات پس افتاده ، يا شورش صاحبان آنها ، يا به علل ديگر ضبط شده بود . پس از پايان زدوخوردها ، در دورهء فتحعليشاه ، صدر امين ، صدر اعظم فتحعليشاه ، بسيارى از املاك خالصه و اربابى و وقفى را در حوالى اصفهان به قيمت نازلى اجاره داد ، ولى ظاهرا چون حقوق ديوانى را نداده بود . جانشين او ، امين الدوله ، املاك او را به ضبط ديوان درآورد ، و بعدا بسيارى از دهات خالصه و املاك مختلف را به اشخاص اجاره داد . ولى او نيز كمابيش به سرنوشت صدر امين دچار شد . در زمان سلطنت محمد شاه ، به علت قحطى ، روستاها رو به ويرانى رفت ، و بر ميزان زمينهاى خالصه افزوده شد . حقيقت اين است كه انحطاط اقتصادى از اواخر عهد صفويه و دورهء نادر شدت گرفت . نادر در فرمانى ، كه تاريخ آن محرم 1146 هجرى است ، به ميرزا محمد شفيع دستور مىدهد كه در تبريز امور مالياتى را تحت‌نظر خود بگيرد ، و كار محصلان و عمال ديوانى را مورد بازرسى قرار دهد ، و بر احدى اجازهء حيف‌وميل ندهد و به كمك دو منشى همهء ماليات ديوانى را از مؤديان و مستأجران دريافت دارد و در دفاتر ثبت كند . لمتون مىنويسد : « چنين مىنمايد كه نادر شاه بطور كلى امراى خود را از تحصيل
هامش
( 1 ) . همان ، ص 55 - 254 ( به تصرف ) .