تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
وسيعترى پيدا كرد ، و عمال نادر بابيرحمى به قلع‌وقمع شورشيان مىپرداختند . چنان كه « بعد از فرو نشاندن قيام دوم شيروان ، 14 من ( قريب 42 كيلوگرم ) چشم ( شورشيان ) براى شاه ارسال شد . . . بعد از آنكه شورش ايلات چادرنشين با بيرحمانه‌ترين وضعى فرونشانده شد ، روستاييان مازندران و استرآباد چندين ماه مبارزه را ادامه دادند . شاه به امير استراباد امر كرد كه تمام شورشيان را اعدام كند ، امير جواب داد چنين امرى محال است زيرا كه در اين‌صورت بايد همهء مردم ايالت اعدام شوند . معهذا به گفتهء هنوى ، امير استراباد بعضى از قيام‌كنندگان را زنده سوزاند ، و عدهء كثيرى را به دار آويختند و روستاييان را گروه‌گروه ، نابينا كردند ، و زنان ايشان را به بردگى ميان سپاهيان نادر شاه تقسيم كردند . . . شكى نيست كه در تمام اين شورشها روستاييان و بينوايان شهرى و چادرنشينان وسيعا شركت داشتند . منابع موجود و از آن جمله محمد كاظم بالصراحه در اين‌باره گواهى مىدهند . » « 1 » چوپان ايرانى كار رضا عباسى از كتاب شاهكارهاى هنر ايران تأليف پروفسور پوپ

دامدارى در عهد صفويه

سلاطين صفويه علاوه‌بر گله‌هاى متعدد گوسفند كه خود داشتند ، ساليانه مبالغى به عنوان ماليات ، از گوسفندداران نيز مى - گرفتند و اين ماليات « چوپان بيگى » خوانده مىشد ، و متصدى ضبط اين درآمد « چوپان‌باشى » بود . شاردن گويد : « شاه از گوسفندان به ميزان يك هفتم از پشم و برهء آنها عوارض مىگيرد . ايلات ايران گله‌هاى بزرگ دارند و من گلهء عظيمى ديدم كه از يك سر آن تا سر ديگرش ، دو سه ساعت طول كشيد تا آن را طى كردم . » « 2 » در روابط مالكان گوسفند و شبانان نيز اين نكته جلب توجه مىكند كه ثلث سوم پشم و بچه‌هاى شكم حيوان متعلق به ارباب بود .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 644 به بعد ( به اختصار ) . ( 2 ) . سياحتنامهء شاردن ، ج 8 ، ص 280 ( به نقل از : سياست و اقتصاد عصر صفوى ، ص 77 ) .