را مىخورد . » « 1 »
همين روش جابرانهء زمامداران به انحطاط و سقوط اقتصادى ايران منتهى گرديد و در نتيجه درآمد دولت بطور محسوسى نقصان يافت ؛ در حالىكه مخارج دولت و مصارف دستگاه ادارى و دربار نهتنها تقليل نيافت بلكه افزوده مىشد . دولت براى رفع حوائج پولى خود ، فقط به ميزان مالياتها اضافه مىكرد و مىكوشيد از روستاييان و شهرنشينان پول بيشترى دريافت كند . سياست مالى شاه سلطان حسين براى مردم غير قابل تحمل بود .
ماليات روستاييان و شهريان و پيشهوران و تجار ، كه در طى قرن يازدهم هجرى بكندى افزايش يافته بود ، در فاصلهء سه سال دو سه برابر شد . مأمورين وصول به دهات مىرفتند و پس از كشف اطلاعات لازم ، مؤديان مالياتى را با چوب و شلاق وادار به پرداخت مالياتهاى تحميلى مىكردند .
اتخاذ اين سياست ، چنان كه انتظار مىرفت ، موجب مهاجرت روستاييان فقير گشت كه از دست مأمورين وصول ماليات فرار مىكردند . كمبود بازوان كارگرى و تقليل عدهء ماليات - دهندگان ، اندكاندك ، محسوس شد . موضوع وابستگى و تقيد روستاييان به زمين ، كه از اعتبار افتاده بود ، در عهد شاه سلطان حسين بار ديگر احياء شد و كشاورزانى كه خودسرانه مهاجرت مىكردند بار ديگر به محل اول بازگردانيده مىشدند .
انحطاط عمومى اقتصاد ايران از آغاز قرن دوازدهم ، انحطاط سياسى را به دنبال داشت ، و روش ابلهانهء اقتصادى و سياسى شاه سلطان حسين و اعتماد الدولهء او سبب حملهء افاغنه به ايران گرديد .
در حملهء افاغنه به ايران ، نهتنها بسيارى از سدها و بندها و كاريزها و مؤسسات آبيارى خراب شد و از حيز انتفاع افتاد بلكه اساس كشاورزى دچار اختلال گرديد . بسيارى از روستاييان از گرسنگى و بيمارى جان سپردند . بدتر از همه اين بود كه علىرغم ويرانى و انحطاط وحشتناك ، نه متجاوزين ترك و افغان و نه اميران محلى ، و بعد از آنان « نادر » هيچكدام به فكر تقليل بار سنگين ماليات نيفتادند ، بلكه مىكوشيدند ماليات و عوارض و بهرهء فئودالى و غيره را به همان ميزان سابق از طبقات زحمتكش وصول كنند .
قيامهاى مكرر كشاورزان
وضع دلخراش طبقهء عظيم كشاورزان و مظالم نامحدودى كه مأمورين ديوانى و فئودالها در حق آنان روا مىداشتند غالبا منتهى به شورش و قيام آنها مىگرديد ، ولى در منابع تاريخى يا از اين شورشها سخنى به ميان نيامده و يا از قيام حقطلبانهء مردم بعنوان بلواى « اجامر و اوباش » ياد شده است . پس از حملهء مغول و تركتازى تيمور در نتيجهء فقر و استيصال كشاورزان ، جنبشهاى عمومى بيشتر به وقوع پيوسته است . در جنبشهاى سربداران در قرن هشتم و آغاز
هامش
( 1 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين ، ص 509 .