بيمهرى قرار دهد باز املاك آنان را ضميمهء املاك خود مىكند . »
پس از ذكر محاسبهء دقيق و جزءبهجزء تعداد سپاهيان هريك از مناطق مرزى ، كه برطبق خبر راوى ما جمعا با درباريان به 150 هزار تن بالغ مىشد ، چنين آمده است مخارج اينها همه از املاك مصادره شده ، كه از طرف شاه ضميمهء املاك خاصه شده است تأمين مىگردد . « 1 »
سلاطين صفويه و خاندان آنها ( خواهران و زنان شاه ) گاه املاكى را كه از طريق مصادره يا از راههاى ديگر در اختيار داشتند وقف « چهارده معصوم » مىكردند ، و سمت متولىگرى اين املاك را به « پادشاه وقت » واگذار مىنمودند .
خاصه و خالصه :
رهربورن مىنويسد :
بهنظر مىآيد كه ادارهء امور املاك و مناطق ، خاصه در طول دورهء سلطنت صفويه ، دستخوش بعضى تحولات شده باشد . در قرن شانزدهم ميلادى ( قرن دهم هجرى ) ، از لفظ خاصه يا خالصه ، بعضى از نواحى مشمول ماليات مراد بود كه به تيول داده نشده بود ، بلكه عوايد آنها هر لحظه در اختيار ديوان اعلا قرار داشت . ظاهرا خالصه به املاك سلطنتى كوچكترى در داخل حكومتى كه به تيول داده شده بود اطلاق مىشد ؛ و برعكس ، خاصه به نواحى بزرگ و حكومتهايى كه كلا جزو املاك سلطنتى قرار داشته مىگفتهاند . « 2 »
رفتار شاه عباس با كشاورزان
پيترو دولاواله در سفرنامهء خود مىنويسد : « بطور كلى ، شاه عباس براى ملتش نهتنها يك پادشاه خوب بلكه در عين حال پدر و سرپرست دلسوز و مهربان است . وى نهتنها به رعاياى خود زمين و حشم مى - بخشد ، بلكه به هركس كه نيازمند باشد ، پول كافى مىدهد تا احتياجات خود را بر طرف سازد .
به كسانى كه استطاعت داشته باشند قرض مىدهد ، و به آنان كه مستمند هستند ، بىعوض مىبخشد . بعلاوه ، براى اتباع خود ، بخصوص آنها كه صميمانه خدمت مىكنند ، همسر پيدا مىكند ، و وسايل لازم را براى تهيهء مصنوعات در اختيارشان مىگذارد ، و آنان را به آموختن هنرى كه به كارشان آيد تشويق مىكند . و در حقيقت ، هيچ پدرى نسبت به افراد خانوادهء خود ، كه تعداد آنها از چهار الى شش نفر متجاوز نيست ، مثل اين پادشاه نسبت به اتباع خود ، كه هزاران هزار بلكه ميليونها نفر هستند ، چنين با مهربانى رفتار نمىكند . . . » « 3 »
شاه عباس در دوران زمامدارى ، به نفع كشاورزان قدمهايى برداشت ؛ بدعتها و مالياتهاى ناروا را از بين برد ، و بر خلاف سلطان محمد خدابنده و ديگر سلاطين صفوى ، دست محصلان و مأموران بيرحم را از سر كشاورزان كوتاه كرد . به قول نويسندهء عالمآراى عباسى ، تا قبل از شاه عباس ، محصلان و ارباب حوالات هر روز به عنوانى مزاحم رعايا مىشدند و « رعاياى بيچاره بهدست محصلان شديد گرفتار بودند ، و چون پرسشى نبود ، بهدست هركس براتى مىافتاد بالمضاعف از رعيت زر مىگرفت . » « 4 » با اينحال مدارك تاريخى نشان مىدهد كه رفتار شاه با كشاورزان هميشه مقرون به عدل و انصاف نبود .
هامش
( 1 ) . رهربورن ، نظام ايالات در دورهء صفويه ، ترجمهء كيكاووس جهاندارى ، ص 71 - 170 .
( 2 ) . همان ، ص 195 .
( 3 ) . ترجمهء شجاع الدين شفا ، ص 171 به بعد .
( 4 ) . ص 361 .