در زمان شاه عباس 1038 - 996 در مبانى قدرت صفويه تغييراتى پديد آمده بود ، و او ديگر مانند شاهان پيشين ، بر قواى عشيرتى و ايلى اتكا نمىكرد بلكه قواى جديدى را ، كه از عناصر غير ايلى فراهم كرده بود ، پشتيبان خود ساخته بود ، و آنان عبارت بودند از : گرچيان و ارمنيهايى كه اسلام آورده بودند . ايجاد اين قواى جديد ، كه مستقيما به شاه اتكا داشتند ، اين مسأله را بهوجود آورد كه چگونه بايد مزد آنان پرداخته شود . راهحلى كه يافتند همان بود كه سلاطين سلف از آن پيروى كرده بودند ؛ بدينترتيب كه قرار شد قشون از سپاهيان منظمى تشكيل شود ، و شاه از آنان نگهدارى كند ، و در ولايات نيز قواى چريك بهوجود آيد و براى پرداخت مزد همهء سپاهيان ، املاك خاصه ( خالصه ) را به تيول دهند . . . و اصل وراثت را به رسميت بشناسند .
گاه تيول بجاى حقوق به اشخاص واگذار مىشد . چنانچه محصول تيولى كه بجاى حقوق و مواجب به يكى از مقامات داده بودند از مبلغ منظور كمتر بود ، مباشر ولايت كسر مبلغ را جبران مىكرد . در تيولهاى موروثى ، حقوق مردم بيشتر رعايت مىشد و تيولدار ، براى اينكه در سراسر عمر خود فرزندانش از اين زمين بهرهبردارى كنند ، كمتر به رعايا ظلم و ستم روا مىداشت . » « 1 »
ادارهء زمينهاى خالصهاى كه مستقيما اداره مىشد به عهدهء وزير پايتخت و به اصطلاح وزير اصفهان بود . وظيفهء او اين بود كه محال خاصه را چنان اداره نمايد كه هيچجا بدون گاوهاى كارى ( بىنسق ) و نامزروع نماند ، و هنگام برداشت محصول پس بگيرد ، و براى مستغلات املاك خالصه كه رعيت نداشت ، رعيت بيابد ، و زراعت آنجا را توسعه دهد .
اگر نقصانى در محصول املاك خالصه روى دهد ، عمال ديوان بايد به اتفاق برآوردهكننده محصول ( رياع ) و « مساح » به محال مربوط بروند و پس از برآورد محصول ، و بعد از وضع سهم معمولى رعايا ، تتمه را به جهت « ديوان » ضبط كنند و به پرداخت حوالات ديوان اختصاص دهند .
از جمله وظايف « وزير اصفهان » جمع كردن رعايا و تكثير زراعت و تعمير ابنيه و قنوات و محافظت رعاياست . تا از احدى بر ايشان جور و تعدى نرود . « 2 »
اگر محصول بعضى از زمينها دچار آفات سماوى مىشد ، در آنصورت ، رياع با مسّاح مجبور بود موضوع را رسيدگى كند و از ميزان ماليات و توقعات ديوانى بكاهد . با اينكه در سراسر كشور اصول و قواعد ثابتى حكومت نمىكرد ، گاهگاه مردم را به علت قهر ناشى از بلاهاى آسمانى ، يا علل ديگر ، از ماليات معاف مىكردند .
در اصفهان ماليات آب نيز مىگرفتند . به گفتهء شاردن زمينها و باغهاى اصفهان و حومهء آن ، ساليانه در هر جريب 20 « سل » « 3 » بابت آب رودخانه به شاه مىدادند ، و نرخ مالياتى آب چشمه كمتر بود . « ميراب » يكى از مأمورين مهم به شمار مىرفت .
به گفتهء شاردن ، غير از وجوهى كه زيردستان براى ميراب وصول مىكردند ، چهار
هامش
( 1 ) . همان ، ص 21 - 215 ( به تناوب و اختصار ) .
( 2 ) . همان ، ص 234 .
( 3 ) .Sol