تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
انواع و اقسام مالياتهايى كه از عهد ايلخانيان تا استقرار صفويه در ايران معمول بود ، ضمن بحث در پيرامون ديوان استيفا ( در جلد چهارم ) ، بيان شده است . اينجا بار ديگر متذكر مىشويم كه بار عمدهء ماليات را كماكان بردوش كشاورزان مىنهادند . هرچند صاحبان سيورغال را از تأديهء مالياتهاى مختلف معاف مىكردند ، به احتمال قوى ، صاحب سيورغال اين - گونه مالياتها را از زارع به نفع خود مىگرفته است . ظاهرا سلاطين صفويه ، مانند ديگر سلاطين براى راضى كردن قبايل و عشايرى كه با شمشير آنها به زمامدارى رسيده بودند زمينها را بين سران عشاير تقسيم كردند ؛ به بعضى تيول و به جماعتى سيورغال دادند . به نظر لمتون : اين نظريه كه حق مطلق مالكيت به شاه تفويض شده است ، سرپوش خوبى بود كه شاه در زير آن مىتوانست زمين رعاياى خود را غصب كند . با اينهمه چنين مى - نمايد كه اين نظريه ، كه شاه يگانه مالك اراضى است ، عملا قبول عام تام و تمام و بلا شرط نيافته است . شاه عباس لازم ديد كه املاك شخصى خود را مبدل به اوقاف كند تا هم بتواند از عوايد آن بهره‌مند گردد و هم از سرزنش اين‌وآن ، كه ممكن بود بگويند از راه حرام املاك مزبور را به‌دست آورده است ، پرهيز كرده باشد . « 1 » علاوه براين در دورهء صفويه مالكيت املاك شخصى را عملا برسميت مىشناختند ، و هركس عملا مىتوانست ملك خود را وقف كند .

كشاورزان در عهد صفويه

در تذكرة الملوك ، كه با تعليقات مينورسكى منتشر شده است ، در مورد كشاورزان چنين مىخوانيم : . . . از وسيعترين طبقهء تشكيل‌دهندهء اساس جامعهء ايرانى ، يعنى كشاورزان ، اطلاعات كافى در دست نداريم . آنها از آزادى فردى برخوردار ، ولى از داشتن زمين محروم بودند ؛ يا زمين را اجاره مىكردند يا با مالك نوعى شركت داشتند . و اين اشخاص طرف معاملهء كشاورزان ، يا نمايندگان شاه بودند يا مالكين عمده . اراضى استيجارى معدود بود ، و اكثر در جوار شهرهاى بزرگ قرار داشت و براى سبزيكارى و صيفى - كارى ، كه كمتر از ديگر اقسام محصولات كشاورزى دچار نامساعديهاى طبيعت مىگرديد ، مورد استفاده واقع مىشد . مال الاجارهء چنين بستانهايى در اطراف اصفهان هر جريب به 30 « اكو » ( برابر با 6600 دينار يا 66 تومان ) و يا بيشتر مىرسيد . در متن مورد بحث ( يعنى تذكرة الملوك ) اصطلاح اجاره و مستأجر محتملا به اين نوع معامله اطلاق شده است . نوع ديگر كشاورزى ، مضارعه است كه تقريبا در همه‌جا شايع بود . مضارعه يعنى شركت مالك با زارع در تقسيم حاصل . گرچه دستور العمل عوامل پنجگانه در منابع معاصر صفويه ثبت نگرديده و از آن سخنى به‌ميان نيامده است ، ولى اين روش بسبب سهولت و سادگى ، بدون شك ، از روزگاران باستان در ايران
هامش
( 1 ) . همان ، ص 14 - 213 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 149 | مرتضى راوندى