تاريخى آن دوران زياد ديده مىشود . در نوشتههاى ماركوپولو ، ابن بطوطه ، مخصوصا در آثار گرانقدر رشيد الدين فضل اللّه وضع رقتبار مردم به نيكوترين صورتى بيان شده است ؛ از جمله در مورد يزد مىنويسد : « . . . اگر كسى تمامت ديههاى آنجا مىگرديد قطعا يك آفريده را نمىديد كه با وى سخن گويد ، يا حال راه بپرسد . و معدودى چند ، كه مانده بودند ، ديدبانى معين داشتند . چون از دور يكى را بديدى اعلام كردى جمله در كهريزها و ميان ريگ پنهان شدندى ، و هريك از اكابر ارباب ، كه در يزد ملكى داشت ، چون آنجا رفت و خواست كه آن ملكها را باز بيند به هر ديه كه مىرفت ، يكى از برزيگران خود نمىديد تا حال باغات خويش بپرسد كه در كدام موضع است . » « 1 » و « 2 »
چنان كه قبلا گفتيم ، اقدامات اصلاحى غازان خان و ديگران عميق و دامنهدار نبود ، و پس از سپرى شدن دوران قدرت آنان ، بار ديگر تعدى و تجاوز آغاز گرديد .
هندوشاه زمامداران را از عواقب اين كارها با خبر مىكند و مىنويسد : « اگر اين معانى را منع نفرمايند . . . تعدى زمان قديم ، كه پادشاه سعيد ، غازان خان ، دفع آن كرده باز مجدد گردد . » بنابراين بازگشت كامل نظامات قبل از غازان خان ، از نظر هندوشاه ، گرچه خطرى محتمل و واقع شمرده مىشد ، ولى هنوز تحقق نيافته بود . پس از مرگ ايلخان ابو سعيد - خان ، مقدمات تجزيه و پاشيدگى فئودالى فراهم گشته بود . جنگهاى خانگى ميان گروههاى فئودال جريان داشت . بعضى از نويسندگان ايرانى ، از جمله دولتشاه ، به آشفتگى اجتماعى اين دوران اشاره مىكنند . « . . . و بعد از فوت سلطان ابو سعيد ، انقلاب كلى واقع شد و امنيت رخت بربست ، فتنهء نايم ، بيدار شد . . . القصه از تاريخ سنهء ست و ثلاثين سبعمائه تا حدود سنهء احدى و ثمانين و سبعمائه . قريب 50 سال در ايرانزمين ، ملوك اطراف يكديگر را گردن نمىنهادند . » « 3 »
« در نتيجهء اين احوال ، اقتصاد عمومى كشور سقوط كرد و ، نفوذ بزرگان صحرانشين بار ديگر بنحو محسوسى افزايش يافت ، مالياتها اضافه شد . و فئودالها كوشيدند از ميزان بهرهء ثابت فئودالى امتناع ورزيده و به اوضاع و احوال دوران قبل از غازان خان بازگردند . بخصوص از چوپانيان امير حسن كوچك و برادر و جانشين او ، ملك اشرف ، ظلم و ستم را به حدى رسانيدند كه آوازهء بيرحميهايشان همهگير شد . براى اينكه ميزانى از اخاذيهاى ملك اشرف از رعايا بهدست آيد ، كافى است بگوييم كه وى 17 خزينه داشت . چون در سال 758 ه . در مقابل لشكريان فاتح حيتىبك خان قزل اردويى مجبور به فرار گرديد ، ثروتهايى كه از زر و سيم و اجناس و كالاى پربهاى گوناگون اندوخته بود ، بار 400 قطار قاطر و هزار قطار شتر بود .
گاهى فئودالها و متنفذين ايرانى در غارتگرى از اجانب عقب نمىماندند . ويژگى اين مرحله ، افزايش تناقضات طبقاتى و نهضتهاى مردم و قيامهاى خلق بود . » « 4 »
هامش
( 1 ) . جامع التواريخ ، نسخهء استانبول ، ورق 623 ( از همان مأخذ ، ص 135 ) .
( 2 ) . از « تشبثاتى براى احياى كشاورزى » تا اينجا تلخيص از : كشاورزى و مناسبات ارضى . . . ، ص 35 - 121 .
( 3 ) . دولتشاه ، ص 29 - 228 ( از : كشاورزى و مناسبات ارضى . . . ، پانويس ص 105 ) .
( 4 ) . كشاورزى و مناسبات ارضى در ايران عهد مغول ، ص 109 - 104 ( به تناوب و اختصار ) .