تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
پس از غلبهء مغول ، به موازات سقوط و انحطاط زندگى شهرى ، تأثير روابط كالايى در روستا هم تقليل يافته است . در مقابل ارقام صادرات محصولات كشاورزى از نواحى مختلف ايران ، كه در تأليفات جغرافيون قرن چهارم هجرى ( دهم ميلادى ) منقول است ، اعداد متشابه مربوط به قرنهاى هفتم و هشتم هجرى ناچيز و محقر به نظر مىرسد . حمد اللّه مستوفى تقريبا از توليد منسوجات ابريشمى و نخى و كتانى و فرش و قالى در نواحى كشاورزى - كه طبق نوشتهء جغرافيون قرن چهارم ، صنايع مزبور در آنجا رونقى به سزا داشته - سخنى نمىگويد . به نظر پطروشفسكى : « در طى قرنهاى بعد كه كشاورزى ايران مجددا ادوار خرابى و سقوط و انحطاط را از سر گذرانيده ، مراحل اعتلايى نيز داشته است . مثلا در نيمهء اول قرن پانزدهم ( نهم هجرى ) دهه‌هاى نخستين قرن شانزدهم ( دهم هجرى ) و سه ربع اول قرن هفدهم . ولى ظاهرا تا قرن بيستم ( به استثناى پرورش كرم ابريشم و نوغاندارى كه در قرن هفدهم به اوج ترقى رسيده بود ) هرگز به درجهء رونقى كه از قرن دهم تا قرن سيزدهم داشته ، نايل نگشت . امحاى نيروهاى توليدى ، بخصوص انسانها ، مهمترين علت عقب‌ماندگى اقتصادى كشور از ممالك غربى در سراسر ادوار متأخر قرون وسطى بوده است . » « 1 » حمد اللّه مستوفى قزوينى تأييد مىكند كه آثار ويرانى ناشى از هجوم و كشتار مغول در گرگان حتى در زمان او هم باقىمانده بود .

تشبثاتى براى احياى كشاورزى

دورهء سقوط كشاورزى تا سال 689 ه . دوام يافت . يكى از امرايى كه در راه احياى كشاورزى قدمهايى برداشت و هواخواه « جريان دوم » يعنى احياى فعاليتهاى اقتصادى بود ، كوركوز حاكم و جانشين خان بزرگ ، اوكتاى قاآن بوده كه در خطهء خراسان شروع به كار كرد . وى ميزان ماليات و خراج را تثبيت كرد و كوشيد روستاييان را در مقابل تجاوزات و خودسريهاى مقامات لشكرى مغول حمايت كند . جوينى از سياست كوركوز به نحوى غلوآميزى سخن مىگويد : « كارها . . . چنان مضبوط گردانيد كه هيچ اميرى ( مغول ) كه پيشتر از آن سرها مى - انداخت و هيچ آفريده را مجال اعتراض نبود ، سر مرغى نمىتوانست بريد . رعايا چنان مستولى شدند كه اگر لشكرى بزرگ را مغول به مزرعه نزول مىكرد با برزيگرى سخن نمىتوانست گفت تا سر اسبى نگاه دارد تا به التماس علوفه و نزل چه رسد . . . تمامت صدور و ملوك و اكابر به سراى خريدن مشغول گشتند و به عمارت سوق و استخراج قنوات و تدارك صنايع ضايع شده ، مقبل گشتند . . . در عين‌حال قنوات و شهرها احياء و قراء واحهء هرات مسكون گشت . » « 2 » سيفى نيز از ارزانى بهاء اجناس در هرات سخن مىگويد : « صد من غله فقط نيم دينار ( محتملا دينار زر ) ، و يك گوسفند چهار دانگه ، و يك من شكر دو دانگه قيمت داشته . » « 3 » از اين قبيل تلاشها در راه عمران برخى نقاط از طرف هلاكو ، جورماغون ، و ديگر امراى محلى
هامش
( 1 ) . از صفحهء 196 تا اينجا تلخيص است از : كشاورزى و مناسبات ارضى . . . ، ص 94 - 144 . ( 2 ) . جوينى ، مجلد دوم ، ص 238 ( از : كشاورزى و مناسبات ارضى . . . ، ص 122 ) . ( 3 ) . سيفى ، ص 130 ( از همان مأخذ ، ص 122 ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 141 | مرتضى راوندى