اين طريق ، محال است . و چون آن بائرات معمور شود غله ارزان گردد . . . مال خزانه نيز دست دهد و زيادت شود ، و ارباب و ملاك را از نو ارتفاع و استظهارى پديد آيد . رعايا مستظهر و متنعم شوند . . . » رشيد الدين مىگويد كه تماميت حاضران اين فكر صائب و سخنان وى را تصديق كرده آفرين گفتند كه : « مهمتر از اين انديشه و مفيدتر از اين فكر در عالم كس نكرده ، و پدران تو خرابى كردند و تو آبادانى كنى . از اين مرتبه تا آن مرتبه عقلا و عرفا و شرعا فرق معلوم و محقق است ، و مطلقا آنچه ديگران مرده گردانيدهاند تو زنده مىكنى . اينقدر گفتن كفايت است زيادت چه گوييم . »
فعاليتهاى عمرانى عهد غازان خان تنها در آثار رشيد الدين فضل اللّه منعكس نيست ، بلكه حمد اللّه مستوفى در نزهت القلوب از روستاهاى آباد اصفهان و قزوين و ابهر و آوه و ساوه و لر بزرگ و كوچك و همدان و يزد و ديگر نقاط سخن مىگويد . با اينحال ، و با وجود پيشرفت محسوسى كه در آغاز قرن چهاردهم ميلادى ( اوايل قرن هشتم هجرى ) در كشاورزى پديد آمده بود ، معهذا از سطحى كه در آغاز قرن سيزدهم ميلادى ( اوايل قرن هفتم هجرى ) واجد بود بسيار دور بود . اين حقيقت را حتى معاصران آن دوره نيز تصديق كردهاند . حمد اللّه مستوفى مىنويسد : « و شك نيست كه خرابى كه در ظهور دولت مغول اتفاق افتاد و قتلعامى كه در آن زمان رفت . اگر تا هزار سال ديگر هيچ حادثهاى واقع نشدى ، هنوز تداركپذير نبودى و جهان با آن حال اول نرفتى كه پيش از آن وقعه بود . » « 1 » بنا به گفتهء حافظ ابرو ، قبل از هجوم مغول به بلوك بادغيس ( در خراسان ) در آن بخش چند شهر مهم كه از 20 تا 30 هزار نفوس داشته ، برپا بوده و آن مردم پس از قتلعامى كه مغولان كردند نابود شدند . « 2 »
در آغاز قرن سيزدهم ، در بلوك رى ( نزديك تهران ) گذشته از شهر معظم رى ، دهكدههاى بزرگى كه هريك به عظمت شهرى بوده وجود داشته . عدهء نفوس هريك از اين دهكدهها بيش از ده هزار نفر بوده . « 3 » حمد الله مستوفى در مورد جرجان ( گرگان ) چنين مىنويسد :
« اهل آنجا . . . در اوايل عهد اسلام ، كثرت و غلبهء عظيم داشتهاند . . . و در عهد مغول ، قتلعام رفت ، و اكنون خراب است و آنجا مردماند كند . » « 4 » در نزهت القلوب حمد اللّه مستوفى غالبا برمىخوريم به اينكه « فلان نقطه در گذشته شهرى بوده و اكنون دهى شده است . . . » اقتصاد ايران و ديگر نواحى كشور هلاكوييان ، حتى پس از رونقى كه در عهد غازان خان نصيب آن شده بود ، به سطح پيش از غلبهء مغول نرسيد . . . حمد اللّه مستوفى يكى از مأموران برجسته و عاليرتبهء ديوان ماليات بود و به دفاتر ديوان مزبور دسترسى داشت و در بعضى جاهاى تأليف جغرافيائى خود ، مستقيما اشاره به دفاتر مزبور مىكند .
به نظر وى ، تقليل مبلغ ماليات وصولى نتيجهء انحطاط كشاورزى بود ، و اين انحطاط معلول آمد و رفت و تجارت لشكريان مغول بود در صفحهء 27 نزهت القلوب چنين آمده است :
هامش
( 1 ) . نزهت القلوب ، ص 27 ( از همان مأخذ ، ص 161 ) .
( 2 ) . حافظ ابرو ، ورق 228 ( از همان مأخذ ، ص 164 ) .
( 3 ) . ياقوت ، مجلد دوم ، ص 894 به بعد ( از همان مأخذ ، ص 165 ) .
( 4 ) . نزهت القلوب ، ص 159 ( از همان مأخذ ، ص 166 ) .