« . . . اكثر ولايات از اين تحكمات و تردد لشكرها برافتاده است . دست از زرع بازداشتند . » به نظر حمد اللّه مستوفى بيعلاقگى حكام و مأمورين دولتى يكى از عوامل شكست اقتصادى بود .
او اميدوار است كه « . . . حق سبحانه و تعالى از فضل و كرم خود ، همهء مملكت ايرانزمين و ديگر بلاد مسلمين را احكام عادل منصف نصيب گرداناد . » « 1 » ولى چنان كه تاريخ نشان مىدهد ، اين آرزو هنگامى تحققپذير است كه مردم بيدار و آگاه باشند ، و زير بار زور نروند و در سايهء اتحاد و سازمانهاى سياسى با عمال ستمگر به مبارزه برخيزند .
يكى از نقاطى كه در نيمهء اول قرن ششم هجرى ، از عمران و آبادى نسبى برخوردار بوده اصفهان و توابع آن است . به قول مستوفى ، در سال 736 ه . در اصفهان چهارصد « ديه » - غير از مزارع يا نقاط كوچك مسكونى - برپا بوده است . به حكايت محاسن اصفهان ، « در حدود سال 730 ه . در ناحيه اصفهان 800 ديه و مزرعه وجود داشته ، و هر ديه از لحاظ عدهء نفوس ، با شهرى بزرگ برابر بوده و جمعيت هر مزرعه بيش از ديه ديگر نواحى بوده است . » « 2 »
مؤلف محاسن اصفهان ضمن توصيف خصوصيات اقتصادى و كشاورزى اصفهان مى - نويسد : « محصولات شتوى و صيفى و سبزيجات بهارى و پائيزى و ميوههاى تازه و پرآب - از قبيل سيب و گلابى و به و غيره - و گندم و بقولات و هويج ( زردك ، گزر ) و جو و زردآلو و انگور فراوان بوده . بامداد هر روز از دهات اطراف قريب دوهزار رأس گوسفند و صد گاو و بز به شهر مىآوردند و هنگام غروب حتى يك رأس هم نفروخته و نخورده باقى نمانده بود . هر ساله خانهدارهاى اين شهر ، گوشت قريب صدهزار رأس گوسفند و هزار رأس گاو را قورمه و نمكسود مىكردند . » « 3 » مؤلف كتاب با ايقان تمام مىگويد كه - گويا در آن شهر ، هر خانهدارى حتى خانوادههاى بيچيز و فقير هم آذوقهء سال خود را اعم از شيرينىجات و خيار و بادنجان و سيب و اقسام گلابى و شراب و غيره قبلا تهيه و ذخيره مىكردند . . .
ابن بطوطه ، كه در حدود سال 729 ه . در اصفهان بوده ، نيز از دهكدههاى بزرگ و پرجمعيت حومه و اطراف آن شهر ، و باغدارى پررونق و فراوانى ميوه و بخصوص زردآلوى قمر الدينى ، كه براى صدور خشك مىكنند ، و به و انگور و خربوزهء آنجا سخن مىگويد . « 4 »
افضل الدين ، مؤلف تاريخ كرمان ، مىگويد : « در بلوك بم ، زمين چنان حاصلخيز بوده كه زمينى بيحاصل ديده نمىشده ، و ابريشم خام از آنجا به خارج صادر مىشده ، و از كرمان خرما به اقصى نقاط جهان مىبردند ( ص 52 تا 54 ) . » به نظر پطروشفسكى ، اگر از مطالب سابق - الذكر نتيجه بگيريم كه كشاورزى ايران و كشورهاى مجاور آن ، كه جزو قلمرو هلاكوييان بودهاند ، جنبهء كالايى داشته سخت در اشتباه خواهيم بود . مىتوان به جرأت گفت كه توليد كالايى فقط در نواحى كشاورزى معدودى ، كه در مجاور شهرهاى بزرگ و نواحى واقع برسر شاهراههاى كاروانرو قرار داشته ، حكمفرما بوده ، و صرفنظر از اين مراتب ، شكى نيست كه
هامش
( 1 ) . همان ، ص 30 - 28 ( از همان مأخذ ، ص 174 ) .
( 2 ) . ترجمهء محاسن اصفهان ، ص 47 ( از همان مأخذ ، ص 176 ) .
( 3 ) . همان ، ص 63 ( از همان مأخذ ، ص 80 - 179 ) .
( 4 ) . ابن بطوطه ، مجلد دوم ، ص 44 - 43 ( از همان مأخذ ، ص 180 ) .