تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
اعظم ، تا مدت سه سال از ايشان چيزى نطلبند تا مواضع خراب و مزارع باير ايشان به حال عمارت و زراعت آيد . . . از حاصل املاك كه در كوره و ولايت بم واقع است ، از تخم و بهاى عوامل و تقاوى و مأكله بدهند ( يعنى به رعايا كمك مادى كنند ) تا ايشان از سر فراغت و ايمنى به آبادانى و زراعت مشغول گرديده ما را به دعاهاى صالحه و اثنيهء فايحه ياد كنند و السلام . « 1 » اطلاعاتى كه دربارهء سياست اجتماعى ايلخان ابو سعيد بهادر خان در دست است ضدونقيض مىباشد . اين تناقض ظاهرا ناشى از آن است كه اطلاعات مزبور به زمان واحد نيست . بدين معنى كه يا مربوط به آغاز سلطنت ايلخان مزبور است كه حكومت در دست امير چوبان ، كه مورد توجه بود ، قرار داشته و موقتا نفوذ بزرگان صحرانشين ( 728 - 718 هجرى ) بيشتر شده است ؛ و يا مربوط به پايان سلطنت ابو سعيد خان و زمان وزارت غياث الدين رشيدى ، فرزند رشيد الدين فضل اللّه ، بود كه مجددا سياست پدر را پيش گرفته بود . اخبار مندرج در تأليف ظهير الدين مرعشى مورخ ، و دولتشاه ، كه هردو از نويسندگان قرن نهم هجرى بوده‌اند ، حاكى از آن است كه خاطرهء ابو سعيد بهادر خان همچون سلطانى « رعيت دوست » ، كه سنن غازان - خان را تعقيب مىنموده ، در اذهان معاصران ايشان باقى مانده بود . و به ظن قوى ، اين خود ثمرهء اقدامات غياث الدين محمد رشيدى وزير وى ، بوده كه با بزرگان صحرانشين مخالفت مىورزيده و در مبارزهء ايشان نقد جان خود را باخته است . گذشته ازاين ، در شرح جغرافيايى حمد اللّه مستوفى قزوينى كه ، در حدود سال 741 هجرى نوشته شده ، به وضوح ، از اعتلاى اقتصادى بسيارى از نواحى ايران سخن رفته است : از قبيل حاصل خوب ، و ارزانى نان و آذوقه ، و ترقى كشت درختان بارور ، و فراوانى انواع ميوه‌ها و انگور ، و تأسيسات آبيارى احياء شده و داير . بنابه گفتهء محمد بن هندوشاه ، مصنف مجموعهء اسناد رسمى به نام دستور - الكاتب ، كه نيك از امور دستگاه دولتى زمان خود آگاه بود ، تأثير اصلاحات غازان خان حتى در آغاز سلطنت جلايريان ( در حدود سال 762 ه . ) نيز تا حدى محسوس بوده است . وى در ضمن سخن از اينكه غازان خان از تعديات اميران و كسان و سگبانان و شتربانان و خربندگان و امثال ايشان به رعايا جلوگيرى كرده بود ، مىافزايد كه : « عموم خلايق از قوم مفسدان و متعديان و عوانان و متغلبان خلاص يافتند . » و باز مىگويد : « اگرچه اكثر بدعتها مرفوع است ، اما بعضى از آن هنوز باقى است و عادت چهارپايان آراسته در اعياد و نوروزات در بازارها گردانيدن و از مردم چيزى خواستن ، همچنان موجود و خربندگان و پيكان و شتربانان و امثال ايشان نيز به قدر ، تعرضى مىرسانند ! » « 2 »
هامش
( 1 ) . سيف الدين حاجى بن نظام عقيلى ، آثار الوزراء ، به تصحيح محدث ، ص 91 - 288 ( به اختصار ) . ( 2 ) . دستور الكاتب ، ورق 35 از : كشاورزى و مناسبات ارضى . . . ، ص 104 - 102 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 137 | مرتضى راوندى