و مصارف فراوان است ، سال اول ، از آبادكننده هيچ مطالبه نكنند ، سال دوم دو دانگ از ماليات را به ديوان بپردازد و نصف ديگر را بعنوان حق السعى بردارد و مزرعه و ملك شخص او باشد - چنان كه اگر بخواهد بفروشد كسى او را مانع نشود .
قبل از غازان ، املاك خاصهء ايلخانى ، يعنى املاك اينجو ، به كلى ويران شده و حكام بذر آن را خورده بودند . غازان حكم داد كه از ماليات هر ولايت مبلغى را بعنوان قيمت بذر و مصارف زراعت به اختيار حكام بگذارند و سال بعد ، حاصل آن را از ايشان مطالبه كنند . سال اول ، بعضى از حكام خواستند به بهانهء آفت و نرسيدن محصول ، از اداى آن سرپيچى كنند ، به حكم غازان املاك آن جماعت را ديوان تصرف كرد و در نتيجه به اين ترتيب ، جميع آن اراضى باير رو به آبادانى گذاشت و حاصل آنها به مقدار كلى وصول شد . . . « 1 »
فعاليتهاى عمرانى
فعاليتهاى عمرانى در تمام ادوار تاريخى رابطهاى مستقيم با امنيت و حسننيت زمامداران وقت داشته است . چنان كه در عهد تاريك مغولان پس از آنهمه قتل و غارت و سياهكارى ، همين كه در دورهء كوتاه زمامدارى غازان خان ، امنيتى نسبى پديد آمد و دست تعدى و تجاوز مأموران دولتى كوتاه شد ، در شهرها و روستاها فعاليتهاى گوناگون رونق گرفت . رشيد الدين فضل اللّه در توصيف اين دوران مىنويسد : « . . . و عمارات بىاندازه در اكثر ولايات ساخته و مىسازد و انهار و كهريزها جارى مىگرداند و اگر در تفصيل آن شروع رود ، به تطويل انجامد . . . در عهد مبارك او ، بواسطهء عدل شاملش ، هزاران هزار آدمى به مشاركت ايشان به عمارت مشغولند و آنچه جهت خود مىكنند صد چندان باشد ، و هر خانه و باغ كه پيش از اين به صد دينار بود اين زمان به هزار دينار است . . . » « 2 »
رشيد الدين فضل اللّه ضمن بيان انواع ظلم و تطاولى كه بر رعايا مىرفت ، مىنويسد : « . . .
كلوخ و خاشاك را در نظر حكام و غير هم اعتبار بوده و رعايا رانه ، و خاشاك شوارع آن كوفتگى نمىيافت كه رعيت . . . » « 3 »
غازان خان به اين ستمگريها پايان داد و همين كه خبر مىيافت كه يكى از مقربان و لشكريان ، از كشاورزى چيزى گرفته به زخم چوب و چماق آن مال را پس مىگرفت . جالبتر از همه اينكه خود بيش از ديگران ، رعايت انصاف و عدالت را مىكرد . هروقت به شكار مى - رفت و در طى راه به گوسفند و مرغ و ديگر مواد نياز داشت پول آن را دو سه برابر به كشاورزان مىداد « . . . تا ديگران چون آن معنى ببينند حد خود را بشناسند و از زور و زيادتى بپرهيزند ، و اقتدا بدان طريقهء محمود كنند . . . » « 4 » غازان خان يا از بركت فهم و فراست شخصى يا در نتيجهء تعاليم عاقلانهء خواجه رشيد الدين فضل اللّه ، به خوبى دريافته بود كه كشاورزان عامل اصلى حيات طبقات مختلف جامعه هستند ، و اگر اين طبقهء وسيع در نتيجهء كوتهبينى و ستمگرى زورمندان از پاى درآيند ، حيات اقتصادى و اجتماعى مردم به خطر مىافتد .
هامش
( 1 ) . عباس اقبال ، ص 296 .
( 2 و 3 ) . تاريخ مبارك غازانى ، ( قسمتى از جامع التواريخ ) ، به تصحيح كارليان ، ص 40 .
( 4 ) . همان ، ص 95 به بعد .