اعمال ايشان به عمل آيد ، اقدام به وصول مالياتها مىكردند و مبالغ وصولى را تصاحب كرده يا تبذير مىنمودند ، و وقتى كه خزانه پرداخت آن مبلغ را از آنها مطالبه مىكرد ايشان براى بار دوم و حتى سوم از رعايا ماليات مىگرفتند . وصول ماليات غالبا با شكنجه و آزار روستاييان توأم بود ، و روستاييان مبالغ روزافزونى بابت مالياتهاى عقبافتاده مقروض بودند . « 1 »
اقدامات اصلاحى غازان به نفع كشاورزان
چنان كه قبلا گفتيم جامعهء ايرانى عموما ، و طبقهء وسيع كشاورزان ، خصوصا در اثر ايلغار مغول با سقوط و شكست مواجه گرديد .
رشيد الدين فضل اللّه در تاريخ مبارك غازانى ، مناظرى چند از فقر و بينوايى و بيرحمى مأمورين مالياتى و سقوط اقتصادى ايران را در قرن هفتم هجرى توصيف و بيان كرده است : « . . . عواقب و نتايج تخريب و ويرانى و خساراتى كه در طى غلبهء مغولان به كشور وارد شده بود ( 657 - 617 ه . ) و تقليل عمومى و شديد عدهء نفوس زحمتكش يا به ديگر سخن ، مالياتدهندگان و تقليل مساحت اراضى مزروع ، كه در بعضى نقاط به نه دهم بالغ گشته بود ، « 2 » و دزدى و غارت قبايل و از آن بيشتر و بدتر ، سياست مالياتى حكومت ايلخانان ، و همچنين متوقفشدن فتوحات ( در سوريه و غيره ) - مجموع اين عوامل موجب شد كه در حدود سال ( 679 ه . ) درآمدهاى دستگاه مركزى ايلخانيان و بزرگان فئودال ، سخت كاسته شد . و اين خود باعث افزايش سنگينى بار خراج و عوارض و بالملازمه تشديد بهرهكشى فئودالها از روستائيان در سراسر قرن سيزدهم و بخصوص در حدود سال 679 ه . گشت . در آن زمان تودهء روستاييان در لبهء پرتگاه فقر و نيستى قرار گرفته ، وضع ايشان تحملناپذير بود . در روستاها دستجات كشاورزان عاصى و شورشى در آمدوشد بودند . « 3 »
مرحلهء دوم با اصلاحات غازان خان گشايش يافت . اين وضع ، ايلخان هفتم ، غازان خان ، را كه در جستجوى راه علاج بود ، برآن داشت كه با بزرگان مسلمان ، اعم از اهل قلم و روحانيان ( ايرانى و تاجيك و غيره و غيره ) ، روابط نزديكترى برقرار كند ، و اسلام ( مذهب تسنن ) را بپذيرد ، و پس از هفتاد سال ، دين مزبور را كيش رسمى و دولتى اعلام كند و رضايت خاطر دستجات فئودالى را ، كه استظهار ايشان را طلب مىكرد ، بهدست آورد . وى اصلاحات مزبور را به يارى رشيد الدين ، كه رهبر و مبتكر و الهامدهندهء اصلاحات غازانى بود ، عملى ساخت . از مكاتبات رشيد الدين ، چنين برمىآيد كه عقايد سياسى مورخ مزبور ، كه خردمندترين متفكر « جريان دوم » بود ، مبناى اصلاحات غازان خان را تشكيل مىداده است ؛ به اين شرح : خوانين مغول بايد با سران فئودال مسلمان ايرانى و تاجيك و غيره و غيره نزديك شوند و سنن دولتمدارى ايرانى را بپذيرند . بايد اساس پيشين ماليات و خراج بر كشاورزى ، احياء شود و به اينترتيب بار ماليات روستاييان سبك گردد ، و از ايشان در برابر فشار و ستم بزرگان نظامى و صحرانشين مغول ترك دفاع شود ، و در ادارهء ماليات ، عناصر صالح به كار گمارده شوند . رشيد الدين مىنويسد كه عاملان را بايد از بيان اشخاص سير و ثروتمند برگزيد تا چشم طمع به مال رعايا نداشته باشند . چون
هامش
( 1 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين ، ص 391 به بعد ( به اختصار ) .
( 2 و 3 ) . جامع التواريخ ، ورق 673 و 44 - 639 ( به نقل از : كشاورزى و مناسبات ارضى . . . ص 93 ) .