غلبهء مغول براى مازندران ( طبرستان ) نيز همينگونه عواقب و نتايج سخت را دربر داشته . به گفتهء ابن اسفنديار ، طبرستان پيش از حملهء مغول ، خطهاى بوده پرجمعيت و آبادان . . .
مورخ مزبور مىگويد ، در آن ناحيه ، حاصل چندان فراوان بوده كه در تمام فصول سال ، سبزى تازه و نان گندم و برنج و ارزن و گوشت و پرندگان موجود بوده و باغستانهاى وسيع ديده مىشده ؛ بطورى كه به هرجا نظر مىكردى ، سبز بود . و در اين ولايت ، « درويشان وجود نداشتند . » « 1 » همين مورخ خبر مىدهد كه پس از غلبهء مغول ، سراسر طبرستان ويران و از هستى ساقط شد و خالى از سكنه گرديد ، و خراسان پر از اسيران طبرستانى گشت . « 2 »
ظهير الدين مرعشى مختصرا مىنويسد كه لشكر مغول به ولايات استرآباد ( گرگان ) و مازندران و رستمدار روى آوردند و آنجا را سخت ويران ساختند ، و قتل عامى به حد وفور كردند ؛ به طورى كه در سارى و آمل و كجور همهء ابنيه را خراب كردند ، و هنوز تلهاى خاك از آن ويرانيها باقى است . « 3 » و « 4 » .
غير از پطروشفسكى كه از نظريات او دربارهء آثار سلطهء سياسى مغولان قبلا سخن گفتم ، ديگر مورخان شوروى راجع به تأثير ايلغار مغول در احوال كشاورزان ، مىنويسند « با سلطهء » مغولان ، بهرهكشى فئودالى از روستاييان به مراتب شديدتر از پيش شد ؛ روستاييان مىبايست قريب سى گونه ماليات و بيغار را بپردازند و انجام دهند .
يكى از مالياتهاى اصلى ، مال يا خراج يا ماليات ارضى بود كه به جنس ، يعنى به صورت سهمى از حاصل زمين ، و يا در نواحى مجاور شهرها نقدا مأخوذ مىگرديد . ميزان خراج در نواحى مختلف يكسان نبود ، و گاهى اضافهاى به نام « فرع » به ميزان ده درصد خراج به آن افزوده مى - گرديد . فاتحان ، مالياتى به نام « قپچور » وضع كردند كه نخست فقط از چادرنشينان - به ميزان يك درصد از تعداد دامها - مأخوذ مىشد ، و بعدها به شكل ماليات نقدى و سرانه از روستاييان و شهريان گرفته مىشد .
ميزان اين ماليات نيز در نقاط مختلف يكسان نبود ، ماليات سرانه يا جزيه كه علىرغم شريعت اسلامى نه تنها از نظر مسيحيان ، زرتشتيان و يهوديان بلكه از مسلمانان نيز گرفته مىشد ، براى پيروان اسلام بىاندازه توهينآميز بود .
گذشته از مالياتهاى ياد شده ، عوارض گوناگون ديگرى جنسا و نقدا از روستاييان گرفته مىشد كه « اخراجات » ناميده مىشد و صرف دستگاه اميران و لشكريان و مأمورين عاليمقام و ايلچيان و غيره مىگشت . روستاييان مىبايست براى اسبان ، جو و علف ، و براى لشكريان ، آذوقه تهيه و تسليم كنند ( كه علفه و علوفه ناميده مىشد ) و غله و مشروب ( به اصطلاح تغار ) جمع كنند . . .
مأمورين و كسانى كه وصول خراج را به مقاطعه گرفته بودند ، بدون اينكه هيچگونه نظارتى در
هامش
( 1 ) . ابن اسفنديار ، تاريخ طبرستان ، چاپ عباس اقبال ، مجلد اول ، ص 74 ( از همان مأخذ ، ص 119 ) .
( 2 ) . تاريخ طبرستان ، ( ترجمهء انگليسى ) ، ص 151 ( از همان مأخذ ، ص 120 ) .
( 3 ) . ظهير الدين مرعشى ، ص 264 ( از همان مأخذ ) .
( 4 ) . از « تأثير حملهء مغول در كشاورزى ايران » تا اينجا ، تلخيصى است از : كشاورزى و مناسبات ارضى در ايران عهد مغول ، ص 20 - 111 ( به اختصار ) .