تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
شحنهء مغول : هنگام زرع از وضيع و شريف ، دو دو جوغ مىكشيدند و ديگرى ميعاد راست مىداشت و بدين نوع ، زمين را شيار مىكردند و تخم مىپاشيدند و پنبه مىكاشتند . و چون ارتفاع انتفاع گرفتند و پنبه برداشتند ، بيست مرد تناور راه‌رو را ، كه در سرعت سيران بر طيران طيور مبادرت گرفتندى ، هريك را با پشتوارهء بيست من پنبه به افغانستان فرستادند تا از آنجا . . . ادوات دهقنت آورند . از اين گفته‌ها برمىآيد كه اسب و خر وجود نداشته و بارها را به دوش مىكشيدند . همهء ساكنان هرات در ظرف دوماه و نيم به اين كار اجبارى ( حشر ) اشتغال داشتند . . . ويرانى هرات ، كه يكى از نواحى پرجمعيت و حاصلخيز خراسان بود و تخريب سراسر آن ايالت ، يك عمل استثنايى نبود . جوينى تقريبا همين مطالب را ، بدون ذكر جزئياتى كه سيفى ذكر كرده ، دربارهء واحهء مرو نقل مىكند . بنابه گفتهء جوينى ، پس‌از آنكه مغولان سه‌بار ( 619 - 618 ) به مرو هجوم كردند ، زراعت و سدها و آب‌بندهاى رود مرغاب خراب شد ، و غلات و دامها را بردند . « و در شهر و روستا صدكس نمانده بود و چندان مأكول كه آن چند معدود معلول را وافى باشد ، نمانده . . . » « 2 » ياقوت كه بيدرنگ پس از نخستين هجوم مغول ( 620 - 617 ه . ) به تحرير كتاب خويش پرداخته ، دربارهء شهر نيشابور و حومهء آن چنين مىگويد : در سنهء 617 هجرى تاتار ، لعنهم اللّه ، خرابش كردند و هيچ ديوارى برپا نگذاشتند . و اكنون به من گفته‌اند كه جز تپه‌هاى لخت ، كه از ديدن آنها حتى چشمانى كه هرگز نگريسته‌اند مىگريند ، و آتشهايى كه در قلبها خاموش شده بودند ، برافروخته مىشوند « 3 » ، چيزى باقى نمانده . و بعد مىگويد : هركه در آنجا بود ، كشتند ( تاتارها ) از خرد و كلان و زن و كودك . چنان خراب كردند كه با خاك يكسان شود ، و روستاها را هم ويران ساختند . « 4 » به گفتهء جوينى ، در شهر طوس حتى پنجاه خانهء مسكون باقى نمانده بود و ساكنان آن خانه‌ها هم به بيغوله‌ها پناهنده شده بودند . به گفتهء نويسندهء ذيل تاريخ سيستان ، در سال 632 و هنگامى كه مغولها براى بار سوم به سيستان هجوم كردند ، ويرانى و قحطى چندان عظيم بود كه آذوقه به مبالغ باورنكردنى فروخته مىشد ؛ بدين قرار : شكر منى پانزده دينار ، فانيد ( حلوا - قند سفيد ) ده دينار ، عسل دوازده دينار ، روغن حيوانى پنج دينار ، گوشت گوسفند چهار دينار ، گوشت گاو دو دينار ، پنير چهار دينار ، سركه شانزده دينار ، سير خشك بيست و پنج دينار ، حنا ( كه براى درد پا و در بروز امراض ساريه همچون دارو به كار مىرفته ) سيرى هفت دينار . بر اثر قحطى ، بيمارى همه‌گيرى ( درد پا و دهان و دندان ) بروز كرد كه قريب يكصد هزار نفر از آن مردند . محتملا اين بيمارى اسقربوط يا فساد الدم بوده . « 5 » ( 1 ) . همان ، ص 111 ( از همان مأخذ ، ص 117 ) .
هامش
( 2 ) . جوينى ، مجلد اول ص 32 - 125 ( از همان مأخذ ، ص 118 ) . ( 3 ) . ياقوت ، مجلد سوم ، ص 230 ( از همان مأخذ ، ص 118 ) . ( 4 ) . همان ، مجلد چهارم ، ص 859 ( از همان مأخذ ، ص 118 ) . ( 5 ) . تاريخ سيستان ، ص 396 ( از همان مأخذ ، ص 119 ) .