تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
بود و صنعتها و پيشه‌ها ( بخصوص صنايع هنرى ) در آنها شكوفان و سرمايهء بازرگانى كلان بوده و تجارت بسط داشته است ( اعم از تجارت صادراتى و داخلى ، از طريق شاهراههاى كاروانرو ) جملهء اين عوامل ، گواه بر وجود گرايشهاى ترقيخواهانه در جامعهء فئودالى ايران در آغاز قرن سيزدهم ميلادى است . افزايش تضادهاى طبقاتى نيز در قرن دوازدهم و آغاز قرن سيزدهم ، خود نمودارى بطور كلى از جنبهء ترقيخواهانه و تكامل جامعه بود . . . در جامعهء فئودالى ايران آن روز ، دو گرايش متوازى سياسى وجود داشت ؛ يكى گرايش به طرف تفرقه و پاشيدگى فئودالى و سازمان نظامى اقطاعى ، و ديگر تمايل به تمركز دولت فئودالى و بسط شعب دستگاه بوروكراسى مركزى . گروههاى ياد شدهء طبقات فئودال كشورى هم در گيرودار بودند ، و بخاطر كسب قدرت و زمامدارى ، مبارزه مىكردند . در واقع ، هريك مبين يكى از گرايشهاى فوق شمرده مىشد . . . امپراتورى چنگيز خان با شركت فعال سران جامعهء مغول ، كه به صورت فئودال در آمده بودند ، تأسيس شد . و بالضروره دولت جديد مىبايست مبين منافع سران مزبور باشد ؛ و در نظر بزرگان صحرانشين جنگ دائم - جنگى كه ثمرهء آن فتح اراضى جديد و كسب غنايم به صورت اسبان جنگى و دام و اسلحه و منسوجات و طلا و نقره و استران و بردگان ، از زن و مرد باشد - تا حدى بخشى از فعاليت توليدى ايشان به‌شمار مىرفته است . . . . بطور كلى هجوم صحرانشينان فاتح به جامعه‌هاى متمدن و اسكان يافتهء قرون وسطايى ، على الرسم ، با ويرانى و غارت سرزمينهاى مفتوح همراه بود . . . يكى از نتايج سوء تسخير ايران و ممالك مجاور آن توسط لشكريان چنگيز خان ، همانا انحطاط و سقوط شبكهء آبيارى بود . ايران كشورى بود داراى زراعت واحه‌اى و آبيارى مصنوعى ، و شبكهء وسيع آبيارى روىزمينى ( جويها ، نهرها ، و جويبارهاى كوهستانى ، و زيرزمينى ) چاه و كاريز يا قنات . . . در بعضى از نواحى ايران ، قريب سه ماه از وقت روستاييان در سال ، مصروف كار پرزحمت تنقيه و احياء و تعمير قنوات مىگشته است . بدين‌سبب ، تنها تخريب مستقيم سدها و ديگر تأسيسات آبيارى در امر آبيارى در وضع عمومى كشاورزان كشور تأثير مرگبارى نداشته بلكه ويرانى كشور و خالى از سكنه‌شدن بخشهاى آن ، و تقليل جمعيت ، و عدم تكافوى كارگر نيز در اين رهگذر مؤثر بوده است . لازم به اثبات نيست كه اين دو عامل تقليل شديد جمعيت و بالملازمه عدم كفايت عدهء كاركنان در روستا ، و همچنين خرابى و ويرانى تأسيسات آبيارى ، به خودى خود ، موجب سقوط شديد زراعت گشته بود . به اين دو عامل بايد عدم تكافوى دامهاى كارى ( براى امور زراعى ) و بذر را اضافه كنيم . پس از احياى هرات ، معلوم شد كه در آن واحه دام‌كارى به هيچ وجه يافت نمىشود ، و اهالى بالضروره خود را به گاوآهن بستند و ناچار عده‌اى را براى به دست آوردن دام كارى به افغانستان گسيل داشتند . يك عامل مهمتر ديگر كه موجب وقفه و انحطاط كشاورزى گشت ، همانا سياست مالياتى بود كه نخست بوسيله اولين جانشينان خان بزرگ و بعد از ايشان ، توسط ايلخانان اولوس هلاكوئى اعمال مىشد . اين سياست يكى از بيرحمانه‌ترين شكلهاى بهره‌كشى فئودالى
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 124 | مرتضى راوندى