باشد ؛ كه دخل از رعيت حاصل مىشود . پس بيداد را در مملكت راه مده ، كه خانهء ملكان از داد بر جاى باشد و قديم گردد ، و خانهء بيدادگران زود نيست شود ؛ از بهر آنكه داد آبادانى بود و بيداد ويرانى . « 1 »
مؤلف قابوسنامه در موارد ديگر به فرزند خود اندرز مىدهد كه پيوسته كوشا باشد و از « عمارت كردن ضياع و عقار » نياسايد .
نظام الملك در فصل دهم سياستنامه مىگويد : « واجب است پادشاه را از احوال رعيت و لشكر و دور و نزديك خويش پرسيدن و اندك و بسيار آنچ رود ، دانستن . و اگر نه چنين كند ، عيب باشد و بر غفلت و ستمكارى حمل كنند و گويند فساد و دستدرازى كه در مملكت مىرود يا پادشاه مىداند يا نمىداند . اگر مىداند و آن را تدارك و منع نمىكند آن است كه همچو ايشان ظالم است و به ظلم رضا داده است ؛ و اگر نمىداند بس غافل است و كمدان . . . »
غزالى در كتاب نصيحة الملوك براى آنكه تاحدى از مظالم حكام و فرمانروايان جلوگيرى شود پيشنهاد مىكند كه سلطان « آسان حجاب » باشد ؛ يعنى ارباب رجوع و متظلمان را به حضور خود بپذيرد . هرگاه رعيت دانست كه پادشاه آسان حجاب است ( يعنى به حرف مردم رسيدگى مىكند ) عمال ستم نتوانند كرد به رعيت ، و نه رعيت بر يكديگر ؛ و به آسانى حجاب از همه كارها آگاه بود . غزالى از شهرياران دادگر قبل از اسلام به نيكى ياد مىكند ، مىگويد :
« كوشش اين پادشاهان به آبادانى جهان بود ؛ از بهر آنك دانستند كه هرچند آبادانى بيشتر ، ولايت ايشان بيشتر ، و رعيت به انبوهتر . و نيز دانستند كه حكيمان راست گفتند كه دين به پادشاهى ، و پادشاهى با سپاه و سپاه به خواسته ، و خواسته به آبادانى و آبادانى به عدل استوار است . » « 2 »
به نظر غزالى ، ويرانى و زوال ملك از يك طرف به علت ضعف ملوك و از طرف ديگر ، به سبب ظلم آنان پديد مىآيد ؛ و در هر حال ، اين امر موجب بينوايى و تنگدستى كشاورزان مىشود وى همچنين پادشاهان را از تحميل هرگونه - ماليات غيرمنصفانه بر مردم بر حذر مىدارد و مىگويد كه اين كار بدان ماند كه « كسى بنيان ديوار بكند ، تر و هنوز خشك ناشده سر ديوار برنهد ؛ نه سر ماند و نه بن ؛ شاهان و وزيران و كدخدايان بايد ماليات را در موقع مناسب و از طريق مناسب و بمقتضاى مصالح مملكت ، مطالبه كنند و از بينوايان چيزى نستانند ، و شاهان و وزيران و كدخدايان . . . مكلف به حفظ منافع رعايا شوند و سود آنان را سود خود بدانند تا بدينگونه در دنيا نام نيكو و در آخرت ، آمرزش و خشنودى پروردگار را به دست آورند . » غزالى در كيمياى سعادت خطاب به ارباب قدرت و سلاطين مىگويد : « در هر واقعه و پيشامد چنين انگارد كه او رعيت و ديگرى والى است . هرچه خود را نپسندد هيچ مسلمان را نپسندد ، ارباب حاجات را بر درگاه خود منتظر نگذارد . . . هر ظلم كه از عامل سلطان برود و خاموش باشد اين ظلم وى كرده باشد . » « 3 »
هامش
( 1 ) . چاپ سعيد نفيسى ، ص 171 ( به نقل از : همان مأخذ ، ص 22 - 21 ) .
( 2 ) . نصيحة الملوك ، چاپ جلال همايى ، ص 48 .
( 3 ) . متون ، ص 23 به بعد .