تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
« در اين بيست سال ، روايح راحت به مشام رعيت نرسيد . . . هر سالى محاصره و قحطى كه در آن خلقى بسيار هلاك مىشدند . . . در اين مدت ، به كرمان رسم تأديب به چوب و حبس قلاع در باقى نهادند ( يعنى فراموش شد ) و زلت قدم را به اراقت دم مقابل داشتند و به كمتر جرمى مسلمانى را هلاك كردند . . . زمام امور به‌دست نااهلان مىدادند . . . ترتيب اسباب جهاندارى از دست ملوك بيرون شد ، و هر تركى قبايى نو مىيافت تمناى اتابكى و خيال دادبگى مىكرد و هر تركى بقال بچه و قصاب بچه را وكيل خويش كرد و به ديوان پادشاه فرستاد . . . و از آن ، وهن ملك و ضعف كار زيادت مىشد . . . عرضهء ولايت تنگتر مىگشت . دست تعدى در رعيت دراز مىكردند . » « 1 » پس از حملهء مغول ظلم و بيعدالتى فزونى گرفت . « حتى در زمان اتابك ابو بكر زنگى ( 71 - 755 ) ، كه خطهء فارس نسبتا آباد بود ، خراج اعم از « خمس » و « سود » « عشر » بنا - بر مساحت و تقويم زمين و محصولات و درخت آن وضع مىشد . با اينهمه چنين به‌نظر مىرسيد كه عمال حكومت كوشيده‌اند تا بر وسعت زمينهاى ديوانى بيفزايند ، اگرچه بر روى هم منكر مالكيت خصوصى نبوده‌اند . وزير ابو بكر زنگى يعنى عماد الدين ميراثى ترتيب جديدى مقرر كرد كه معروف به قانون ميراثى است و در نتيجه املاك ( املاك نفيسه و ضياع و عقار ) اعيان و سادات و علما و قضات را در تصرف عمال ديوانى درآورد ، وى قضات « شريعت » را مأمور كرد تا به قباله‌هاى املاك بنگرند و تنها مالكيت املاكى را تأييد كنند كه پنجاه سال در تصرف صاحبانشان بوده و هر ملكى را كه كمتر از 50 سال در تصرف كسى بوده است به ضبط ديوان درآوردند . » « 2 » در دوره‌هاى بحرانى و پرجنگ و جدال ، كشاورزان با مصائب و مشكلات بيشترى روبرو بودند . در تاريخ سلاجقهء كرمان ، دوران حكومت بهرامشاه بدترين دوره‌هاست . « . . . در اين بيست سال ، به كرمان ، روايح راحت به مشام رعيت نرسيده و هر سالى محاصره و قحطى بود كه در آن خلقى بسيار هلاك مىشدند . در كرمان مردى ظريف بود او را سيف الجيوش گفتندى ، روزى گفت : در عهد ما هر خوشهء گندم كه مىآيد پرچمى با خود مىآورد . » « 3 » به قول عقد العلى ، « در اين ايام ، ديگر تأديب با چوب و حبس در قلاع كافى نبود بلكه « زلت قدم را به اراقت دم مقابل داشتند و به كمتر جرمى ، مسلمانى را هلاك مىكردند . زمام امور به دست نااهلان دادند . . . در اين عهد هركس كه ناخداى ترستر و بر ايذاء خلق دليرتر ، وزارت را معين مىشود . مشاورت علما مهمل گذاشته . . . اهل بصيرت ، دانستند كه نبض اين ملك ساقط است و نجم اين دولت هابط ( ص 15 ) » « 4 » « در دورهء قرون وسطى ، مخصوصا در جريان جنگهاى سلاطين و فئودالها با يكديگر ، اكثر اوقات مال و جان كشاورزان در معرض خطر قرار مىگرفت ؛ چنان كه يك‌بار در عهد سلطان طغرل بن ارسلان ، سپاهيان او در مزارع مردم « خوار » پراكنده و به خرابى و چرا مشغول شدند .
هامش
( 1 ) . افضل كرمانى ، ص 11 ، ( به اختصار ) . ( 2 ) . ميرزا حسن فسائى ، فارسنامه ناصرى ، ج 2 ، ص 21 ( به نقل از : مالك و زارع در ايران ، ص 162 پانويس ) . ( 3 و 4 ) . به نقل از : سلجوقيان و غزنويان در كرمان ، ص 203 به بعد .