سياست بعضى از سلاطين آل بويه نسبت به كشاورزان به حدى خشونتآميز و دور از عدل و انصاف بود كه به قول ابو الفضل بيهقى هنگامى كه مسعود غزنوى در سال 421 به قصد خراسان از رى مىگذشت ، مردم گفتند : « اكنون خوش مىخوريم و خوش مىخسبيم و بر جان و مال مردم و حرم و ضياع و املاك ايمنيم كه به روزگار ديلمان نبوديم . » « 1 »
به نظر دكتر لمبتون : در نخستين سالهاى قرن پنجم هجرى ، تغييرات عمدهاى در تركيب اجتماعى و سياسى سرزمينهاى خلافت شرقى پديد آمد . بطور كلى ، سپاهيان بر اثر شكستى كه در اركان اقتصاد مالى مملكت افتاده بود قدرت را به دست گرفته بودند و بعنوان « مقطع » ، مالياتى را كه مىبايست عايد خزانهء مملكت شود مىخوردند . آنان علاقهء دائمى به زمين نداشتند ؛ آنچه بيشتر مورد توجه آنان بود اين بود كه در كوتاهترين زمان ممكن ، از زمينى كه موقتا در تصرف داشتند حداكثر فايده را برگيرند . و اين باعث ايجاد مسائل بالنسبه مهم سياسى و اقتصادى شده بود ، و حاصل اين امر ، چيزى جز هرجومرج نبود . پيداست كه اگر حكومتى مىخواست قوام و ثبات يابد مىبايست به حكم ضرورت ، راه حلى براى اين مسائل بينديشد .
در دورهء سلجوقى ، كوشيدند كه اين مشكلات را حل كنند ؛ اما نه با اتخاذ يك روش اصولا تازه بلكه بوسيلهء تعديل وضع « مقطع » ها ، بوسيلهء ايجاد نظام و ترتيب در روش اقطاع دادن - كه تا سالهاى متمادى ، بارزترين جنبهء زميندارى و ادارهء امور مالياتى بهشمار مىرفت . كار سلجوقيان در اين مورد ، از آن سبب مهم است كه آنان مسير ترقى و تكامل روش اقطاع را مشخص كردند و اين همان روشى است كه در سراسر قرون وسطى معمول بود و تا قرن بيستم ميلادى همچنان دوام يافت . بخشيدن زمين بعنوان اقطاع ، فى حد ذاته بدعت و آيين تازهاى نبود ؛ اين كار در صدر اسلام معمول بود ، و فقها مىخواستند ثابت كنند كه روشهاى اخير تيولدارى مولود سوابقى است كه از قديم در اسلام وجود داشته است . . . از روش اقطاع گاهى بعنوان « فئوداليزم » ياد شده و حال آنكه مقتضياتى كه مايهء ايجاد و پيشرفت روش اقطاعدارى گشته با آنچه هنگام توسعه و تكامل فئوداليزم در مغرب اروپا وجود داشته متفاوت بوده است . . . نكته جالب توجه اين است كه تعهد دو جانبهاى كه در اصول فئوداليزم اروپايى ( ميان ارباب و رعيت ) وجود داشته در روش اقطاع ايران نبوده و چنين رابطهاى وجود نداشته است .
به عقيدهء بكر ، مقطعها ، اساسا وظايف نظامى به عهده نداشتند و تنها هنگامى كه حكومت متكى به قدرت نظامى « ميليتاريزم » روى كار آمد ، نظاميان با بهرهجويى از قدرت خود ، در روش اقطاع ، كه سابقا بهوجود آمده بود ، اعمال نفوذ كردند ( تحقيقات اسلامى . ص 24 به بعد ) .
به نظر او ، روش اقطاع ابتدا بعنوان يكى از روشهاى ادارى و « بوروكراسى » نضج يافت و سپس مبدل به يك روش « سيستم » نظامى شد . و سبب اين امر آن بود كه پس از آنكه اقتصاد طلا دچار شكست شد ، نتوانستند حقوق سپاهيان را منظما بپردازند و براى اين مشكل نظامى ،
هامش
( 1 ) . تاريخ بيهقى ، پيشين ، ص 20 .