در سراسر ايران و نيز در ماوراء النهر ، رو به انحطاط رفتند . « به سهولت مىتوان خط سير افول اين طبقه را در طى چندين قرن ترسيم كرد ، و اختلاف بارز وضعيت اوايل قرن چهارم را با اواخر قرن هشتم هجرى به خوبى نشان داد .
در اواخر قرن سوم هجرى ، خاندانهاى اشرافى دهگانان ، در ماوراء النهر ، در دژهايى كه در املاك خود داشتند مىزيستند ، و ادارهء اين املاك مقيد به قيد و شرطى نبود . تغيير اين وضع و تملك املاك و اراضى ، تحت قيود و شرايط خاص رسم اقطاع موجب زوال طبقهء دهگانان گرديد ، و بالاخره به انقراض اين طبقه انجاميد . در قرن هشتم هجرى ، طبقهء اشراف نظامى مغول ترك ، به هنگام تابستان ، همچون بيابانگردان ، در گلهچرانيهاى تابستانى با قبايل يا زيردستان خود به سر مىبردند ، و زمستان را در دربار فرمانروايان ، مىگذرانيدند . اما طبقهء اشراف ايرانى ، بر عكس ، چون سابق در شهرها زندگى مىكردند و بعضى از اين خاندانهاى اشرافى از نظر آل و تبار خود به دهگان معروف بودند . لفظ " دهگان " نيز خود مدتى عنوان افتخارآميزى بود تا اينكه بتدريج ، اين مفهوم را از دست داد و معنى حاليه را به خود گرفت ، و به قلعهدار روستايى و كشاورزان ساده اطلاق گرديد . بسيارى از دهگانان ايرانى ، به سهولت ، اربابان جديدى پيدا كردند و به خدمت فرمانروايان ترك پيوستند ، و حتى برخى از آنان ، در دورهء قراخانيان اقطاعاتى به دست آوردند . . . بايد مؤكدا يادآورى كنيم كه تسخير ماوراء النهر به دست قراخانيان ، تنها پيروزى نظامى نبود ، بلكه سرزمين آسياى مركزى را به روى مهاجرين ترك گشود . . . جريان ترك - نشين شدن ماوراء النهر بعد از انقراض سامانيان ، چندين قرن طول كشيد . مردم باهم درآميختند ، و زندگى اجتماعى صورت ديگر گرفت .
از انقراض سامانيان تا هجوم مغول ، دستكم با شش نوع تملك و زميندارى برخورد مىكنيم : اول زمينهايى كه به دست ملاكين بزرگ و يا كوچك بطور خصوصى اداره مىشد ؛ اينها خراج زمين را به دولت مىدادند و در زمين خود ، صاحب اختيار كامل بودند . « املاك خصوصى » فرمانروا ، مانند املاك خصوصى ، قابل هر نوع نقل و انتقالى بود . نوع ديگر ، « املاك ديوانى » بود ؛ اين قبيل املاك را ممكن بود تحت شرايط خاصى ، كه همواره يكسان نبود ، فروخت ، يا به صورت اقطاع به اشخاص واگذار كرد ، يا وقف كرد ؛ تمام درآمد املاك به خزانهء دولت مىرفت . عوايد املاك موقوفه معمولا براى نگهدارى مسجدى ، مدرسهاى ، يا بيمارستانى به مصرف مىرسيد . فقط در ادوار متأخر ، وقفكردن ملك براى افراد يا خاندانها افزايش يافت .
« اراضى فئودالى » يا اقطاع قانونا قابل خريدوفروش نبود . اقطاع پس از مرگ اقطاعدار يا به فرد ديگرى واگذار مىشد ، يا جزء املاك ديوانى در مىآمد . بالاخره نوع ديگر از املاك وجود داشت كه آن را « املاك جماعت » مىگفتند كه مراتع و باغات ميوهء اطراف دهات را شامل مىشد . . . » « 1 »
ريچارد ن . فراى ، ضمن توصيف وضع عمومى بخارا در عهد سامانيان ، مىنويسد : « در
هامش
( 1 ) . همان ، ص 19 - 217 ( به اختصار ) .